تبليغاتX
کتابداری و اطلاع رسانی
منابع کتابداری

كتابخانه ملى ملك، يكى از پربـارترين مجموعـه‌هاى حروفـيان را در ايران در اختيار دارد. در اين مجموعه يازده رساله وجود دارد كه از اين تعداد هفت رساله به نظم و باقى به نثر است. دو رساله به زبان تركى است و باقى به زبان فارسى (در بعضى از رساله‌ها نيز گاه بخش‌هايى به زبان گرگانى آمده است). در ميان اين آثار، هم آثار شناخته شده‌اى مانند استوانامه نوشته غياث الدين محمد استرآبادى، خـواهرزاده على الاعلى، داماد و برترين خليفه فضـل‌اللّه استرآبادى، بنيادگر حروفيه وجود دارد كه درباره كلام حروفيه است و هم آثار ناشناس و گمنامى كه درباره آن هيچ گونه آگاهى نداريم. نويسنده در اين مقاله مى‌كوشد تا توصـيفى درست و دقيق از آثار حروفيان دركتابخانه و موزه ملى ملك به دست دهد.

در كتابخانه‌هاى ايران، برخى از رسائل حروفيان را مى‌توان يافت، اما به جرأت مى‌توان گفت كه اندك پژوهشگرانى كه به بررسى و تحقيق در زمينه جنبش حروفيان و انديشه آنان پرداخته‌اند، هرگز به اين آثار ـ كه هنوز به چاپ نرسيده‌اند ـ عنايت نداشته‌اند و اين رسائل را در مخازن در بسته كتابخانه‌ها وانهاده‌اند و در پژوهش‌هاى خود تنها به باز گفت آنچه ديگر پژوهشگران از بررسى اين‌گونه رسائل خطى به دست آورده‌اند، بسنده كرده‌اند. دكتر صادق كيا از جمله محققانى است كه به اين‌گونه آثار عنايت داشته‌اند، و مى‌توان او را آغازگر مطالعات جديد حروفيه‌شناسى در ايران دانست، هر چند كه او بيشتر از حوزه زبان‌شناسى دريچه‌اى برجهان پْر از رمز و راز و ناشناخته حروفيان گشود.

از موانع موجود در پژوهش و مطالعات حروفيه‌شناسى آنچه در نگاه اول سخت به چشم مى‌خورد، نبود كتاب‌شناسى جامعى از آثار بازمانده حروفيان ـ دست كم در ايران ـ است. فهرستى كه بيانگر تمام ويژگي‌هاى فيزيكى و محتوايى نسخه‌ها باشد و نادرستى فهرست‌هاى مشترك و اختصاصى كتابخانه‌ها را روشن سازد. در واقع انتشار كتاب‌شناسى تخصصى نخستين گام در راه مطالعه و پژوهش در هر زمينه‌اى است و كتابداران، به صرف كتابدار بودن، كتاب‌شناس و نسخه‌شناس نيستـند و نمى‌توانند با استفاده از فهرست‌هاى منتشر شده ـ كه در پاره‌اى از موارد حاوى اطلاعاتى نادرست هستند ـ و بدون رؤيت خود كتاب، فهرست يا كتاب‌شناسي‌هايى از اين دست تدوين كنند. فهرست نسخه‌هاى خطى فارسى فراهم آمده استاد احمد منزوى كه براى تدوين آن بي‌شك رنجى فراوان برده و درخور سپاس و ستايش است نمونه‌اى بر اين مدعاست. آقاى منزوى در معرفى كرسي‌نامه علي‌الاعلى، برترين خليفه و داماد فضل‌ اله استرآبادى، چنين مى‌نويسد :

«مثنوي‌ست عرفانى، آغاز: بود واجب در جميع كارها / حمد و شكر و كاشف اسرارها» (ج 4، ص 3055)؛ اما با استناد به فهرست زنده ياد عبدالباقى گولپينارلى اين بيت را سرآغاز مثنوى ديگرى از على الاعلـى به نام توحيدنامه مى‌يابيم. از سوى ديگر رؤيت اين دو مثنوى ـ توحيدنامه و كرسي‌نامه ـ در كتابخانه ملى ملك، سخن گولپينارلى را تاييد مى‌كند. از ياد نبريم كه فهرست گولپينارلى بعضاً منبع مورد استفاده آقاى منزوى در تدوين فهرست نسخه‌هاى خطى فارسى بوده است ايشان در نشانى كرسي‌نامه در همان كتاب (ج 4، ص 3055) تنها به نسخه استانبول آن (32985) اشاره مى‌كند و به وجود اين مثـنوى در كتابـخانه ملى مـلك اشاره نمى‌كند، هر چند كه او در تشخيص اين مثنوى دچار اشتباه شده است، اما در نسخه كتابخانه ملى ملك اين دو مثنوى در يك مجموعه و در پى هم قرار دارند.

در ميان كتاب‌هاى خطى كتابخانه ملى ملك يازده رساله از آن حروفيان است كه هفت رساله به نظم و باقى به نثر است. اين مجموعه را شايد بتوان يكى از غني‌ترين مجموعه‌هاى موجود در ايران دانست. اما، آگاهى برآمده از فهرست نسخه‌هاى خطى كتابخانه ملى ملك در مورد اين رسائل كافى نيست و بعضاً نادرست است. آنچه در پى مى‌آيد، نخستين گام در جهت تدوين كتاب‌شناسى حروفيه در ايران است كه با معرفى نسخه‌هاى موجود در كتابخانه ملي‌ملك و بيان كاستي‌ها و نادرستي‌هاى موجود در فهرست نسخه‌هاى خطى كتابخانه و فهرست نسخه‌هاى خطى فارسى آغاز مى‌شود.

1) استوانامه، ابواليقين غياث الدين محمد، ش 4001؛

در فهرست نسخه‌هاى خطي‌ كتابخانه ملى ملك (ج 2، ص 23)، درباره اين نسخه آمده است :

“ نستعليق قرن يازدهم، كاغذ فُستُقى،92گ 15س، 5/10*15، جلد ميشن قهوه‌اى، ضربى، عناوين و نشان‌ها شنگرف.”‏

اين توضيح در مواردى نادرست است. در اين نسخه فقط ترجمه آيات قرآن و نشان‌ها به رنگ شنگرف است.

كتاب فاقد تاريخ كتابت است، اما پيش از شروع، سه رباعى آمده است كه احتمالاً از آن كاتب است. رباعى سـوم چـنين است :

«اى مــظهر فــيض فــضل الطـاف آله خواهى كه شوى از هزار و يك نـام آگاه

از ابــجد و اجــزاى نــقطه فكـرى كن تا كشف شـود حسـابـش از فــضل اله»

فضل اللّه

ابجد و اجزا و نقطه ابجد و اجزا

نهصد و بيست هشتاد و يك

از بر هم نهادن «فضل» و «اللّه» (920 + 81) تاريخ 1001 به دسـت مى‌آيد (آغاز قرن يـازدهم). اين تـاريخ روشنگر نكته‌اى مهم است، و آن وجود دست‌كم جمعيت كوچكى از حروفيان در دوره صفويه ـ زمان حضور پرنفوذ نقطويان ـ در ايران است، يعنى درست يك سال پيش از كشتار نقطويان به فرمان شاه عباس صفوى (1002ق).

تاريخ تاليف استوانامه معلوم نيست، اما درص 42 نسخه ملك از «روز پنج‌شنبه پانزدهم رمضان سنه 826» ذكرى رفته است. حال آنكه آقاى منزوى در فهرست خود، تاريخ نگارش استوانامه را “11 رمضان 826” دانسته است. در ص 71 نسخه ملك مى‌خوانيم : «برادر عزيزجانى، درويش محمد تيرگر ـ رضوان اللّه عليه ـ از طرف مازندران، بعد از استخلاص از حبس شياطين كه با حضرت سرورالشهدا امير نوراللّه ـ صلوات اللّه عليه ـ آمديم به طرف بغداد و چون به محروسه باغ قوبهرسيديم، رسيد و چند مسئله آورد.» از متن فوق در مى‌يابيم كه غياث‌ الدين محمد بايد استوانامه را پس از رهايى از بند شياطين (تيموريان) به رشته تحرير درآورده باشد. از سوى ديگر مى‌دانيم كه در سال830 ق پس از ترور ناموفق شاهرخ ميرزا به دست احمد لر بود كه غياث‌ الدين محمد و اميرنوراللّه و جمعى ديگر دستگير شدند و چند سالى دربند ماندند. حتى اگر نظر گولپينارلى را كه بر اين باور است كه استوانامه بعد از مكتوب غياث الدين محمد به درويش حسن (836 ق) ـ درباره جريان دستگيرى ـ و در سال‌هاى پس از 846 ق تأليف شده است نپذيريم و نظر مرحوم سعيد نفيسى را در تاريخ نثر و نظم، كه تاريخ نگارش استوانامه را پس از رمضان 846 ق دانسته است از ياد ببريم، ناگزير از پذيرش اين واقعيت آشكار هستيم كه غياث الدين محمد نمي‌توانسته است استوانامه را در 826 ق تأليف كرده باشد. آغاز استوانامه با آنچه به عنوان آغاز در فهرست ملك آمده است تفاوت‌هايى دارد :

در متن «الاهى» آمده است، ولى در فهرست «الهى» و نيز در متن «بده اسم» آمده، ولى در فهرست «به ده اسم». و باز در متن آمده «…اين سوره را حضرت رسالت از وحى الاهي…» ولى در فهرست آمده‌ «… اين سوره را از حضرت رسالت از وحى الهي…» اما اين آغاز نيز با آغازى كه وى در فهرست خود آورده است تفاوت دارد. در فهرست چنين آمده است «… اين سوره را حضرت رسالت كه از وجهى الهي…». و در معرفى آن آورده است : «9414 ، ملك 4001 : نستعليق سده 11. آغاز برابر نمونه 92گ، 15 سطر [رويت]» (ج 1/2 ص 1026).

نسخه حاضر به يك خط نگاشته شده است، اما در نگارش آن تنوع قلم ديده مى‌شود، هر چند كه كاغذ يكدست است. فصل‌ها از يكديگر مجزا نيستند. هر فصل با «والسلام» تمام مى‌شود و فصل بعدى با اندك فاصـله‌اى، اما در ادامه همان سطر با «بسم اللّه الرحمن الرحيم» آغاز مى‌گردد.

بر روى اوراق نسخه حاضر اثر رطوبت و بر روى چند برگ نيز آثار سوختگى ديده مى‌شود (ص15-22) و چند صفحه نيز وصالى شده است. نسخه داراى حواشى با قلم و جوهرى ديگر است. اين نسخه در كتابخانه ملى ملك در تاريخ 28 فروردين 1331 ثبت شده است. بر اساس فهرست منزوى دو نسخه ديگر نيز از استوانامه در ايران موجود است.

2) مجموعه (ش 4596)

در فهرست ملك (ج 7، ص 438) آمده :

“ نستعليق 979، 72 گ، 21 س، كاغذ نوعى ترمه 4/12*3/19، جلد ساغرى، كاغذى آلبالويى، نشان و آيات زير خط شنگرف”.

اين مجموعه شامل دو رساله است :

1. رساله حروف

اين رساله كوتاه (ص1-12) ناشناس است. در يادداشتى كه با خط تازه‌تر در آغاز نسخه ديده مى‌شود رساله اول، رساله از رسائل حروفيان ناميده شده است، ولى در فهرست ملك نام رساله حروف براى اين رساله انتخاب شده است. از متن رساله، نمى‌توان به نام رساله، مؤلف و سال نگارش و يا حتى تاريخ تحرير نسخه حاضر پي‌برد، اما از آنجا كه در پايان رساله دوم اين مجموعه تاريخ 979ق آمده است و با توجه به يكدست بودن خط و كاغذ مجموعه مى‌توان اين تاريخ را براى رساله حاضر نيز معتبر دانست و يا دست‌ كم تحرير رساله حاضر را پيش از 979 ق دانست. اين رساله با فهرست گولپينارلى نيز مطابقت داده شد، ولى در ميان رساله‌هاى موجود در آن فهرست برابر و همتايى براى رساله حاضر يافت نشد. فهرست ملك نيز در مورد اين رساله هيچ توضيحى نمى‌دهد. مگر ذكر آغاز و انجام آن كه در اين مورد نيز تفاوت‌هايى وجود دارد. در رساله حاضر، برخلاف توضيح فهرست، احاديث و آيات در همه موارد در زيرخط شنگرف نيست و نيز در تمام رساله واژه «نظم» در شروع اشعار به شنگرف نوشته شده است. رساله در واقع يك پاراگراف است، يعنى در هيچ كجا سطرى در نيمه رها نشده تا سطر بعدى از آغاز سطر شروع گردد. جز 6 سطر آخر رساله. حتى سطر اول رساله در ادامه «بسم اللّه الرحمن الرحيم» آمده است. آنچه در فهرست به عنوان انجام رسـاله ذكر شـده، در واقع سه سطر از رساله است. از ويژگي‌هاى رساله حاضـر آن است كه حـروف در اكثر مواقع بدون نقطه به كار رفته‌اند. از ويژگي‌هاى نگارشى اين رساله مى‌توان گفت كه مـيان ك وگ تفـاوتى وجـود ندارد.

«را» به واژه پيش از خود مى‌چسبد (آنرا). «به» به واژه بعدى وصل مى‌شود (براين)، «ازين جهت» [از اين جهت]. «ت» در پايان اكثر واژه‌ها به صورت گرد نوشته مى‌شود «احديه» [احديت]، حكمه [حكمت] فرديه [فرديت]. شيوه نگارش متن يكدست نيست. مثلاً در جمله‌اى هم «نبوت» و هم «نبوه» به كار رفته است. «ولايت مرتبه فوقيت دارد نسبت با نبوه اما چون نبوت تعلق به ظاهر اشيا دارد…» [ص 3] و نيز «الف» در واژه «است» حذف مى‌شود و فعل به واژه پيشين مى‌چسبد : «در يمين كاتبست» [در يمين كاتب است]، اين نوعست [اين نوع است] در بالاى صفحه اول رساله، در گوشه سمت چپ يادداشتى از زنده ياد سهيلى خوانسارى ديده مى‌شود. «توسط حقير براى كتابخانه ملي‌ ملك خريدارى شده. احمد سهيلى خوانسارى 1364 قمرى». در حاشيه سمت چپ صفحه اول مهر كتابخانه كه شامل شماره ثبت و تاريخ ثبت است، آمده و براساس آن، تاريخ ثبت كتاب 15 ارديبـهشت 1331 است. در پايين آن مهرى ديگر ديده مى‌شود، با نقش «بازديد شد 1351».

اولين سطر رساله از ابتداى سطر آغاز نمى‌شود و «بسم اللّه الرحمن الرحيم» مقدارى از ابتداى سـطر فاصله دارد. اين فاصله داراى نشانى از خوردگى است، آن سان كه پندارى نوشته‌اى وجود داشته كه پيشتر پاك شده است. در صص 2 و9 حواشى به خط كاتب وجود دارد كه افتادگي‌هاى متن را آورده است. در انتهاى ص 9 و در حاشيه سمت چپ يادداشتى وجود دارد به خطى ديگر و اظهارنظر خواننده‌اى است بي‌نام و تاريخ : «جناب… ذات حق گفتن محض كفر است و مذهب وحدت وجود است بلكه در طريق سالكان اين اعتبار در صفات است نه در ذات تعالى اللّه علواً كبيراً اللهم اهدانا سواء الصراط».

بر اوراق اين رساله نيز آثار رطوبت ديده مى‌شود و نيز لكه‌هايى قهوه‌اى رنگ بر سطح كاغذ وجـود دارد. در فهرست موضوعى كتب خطى كتابخانه‌ كه در پايگاه اطلاعات كامپيوترى كتابخانه وجود دارد موضوع اين رساله علوم غريبه تعيين شده است كه آشكارا نشان از عدم شناخت جنبش حروفيه دارد.

2. بيان الواقع، سيد شريف

در فهرست ملك (ج 7، ص 438) درباره اين رساله مى‌خوانيم :

از سيد شريف در گذشته 1059ق در اصول عقايد حروفى. در خطبه آن درباره نام كتاب آمده است :

“سميت كتابى بيان الواقع / شاف كاف لاهل داء نافع”

در پايان رساله حاضر تاريخ كتابت 979ق آورده شده است، از سوى ديگر بر اساس فهرست گولپينارلى ـ كه فهرست ملك به آن نيز ارجاع داده است ـ مي‌دانيم كه در بخش نسخ خطى فارسى كتابخانه دانشگاه استانبول نسخه‌اى از بيان‌الواقع با تاريخ كتابت رجب سنه 969ق و به خط درويش هدايت بن ناصرالدين بن على خليلى البغدادى (ش 239) موجود استحال اگر بنا بر نظر فهرست‌نويسان كتابخانه ملك، درگذشت شريف را 1059ق بدانيم، فاصله ميان مرگ وى و نسخه دانشگاه استانبول90 سال مى‌شود. حال پرسش اين است كه مگر شريف در زمان تأليف رساله بيان الواقع چند سال داشته است؟ از سوى ديگر، منزوى در فهرست خود، سال نگارش بيان الواقع را 1059ق مى‌داند. (ج 1/2، ص 1068) كه با وجود دست‌كم دو نسخه از سال‌هاى 969و 979ق نظر منزوى كاملاً مردود است. از سوى ديگر منزوى تنها نشانى نسخه موزه بريتانيا را مى‌دهد و به نسخه كتابخانه ملك هيچ اشاره نمى‌كند.

مشخصات فيزيكى و نسخه‌شناسى اين رساله همانند رساله پيشين است و با همان قلم و بر همان نوع كاغذ تحرير شده است. فقط در رساله دوم در زير آيات و يا احاديث خطى به رنگ شنگرف وجود دارد. ويژگي‌هاى نگارشى و شيوه رسم‌الخط آن نيز همانند رساله پيشين است.

در گوشه سمت راست پايين ص 18 مهر بيضى مرحوم ملك ديده مى‌شود و همچنين در ص 144در حاشيه سمت راست پايين صفحه مهر بيضى كتابخانه ملى ملك نقش شده است و در بالاى اين مهر، مهر «بازديد شد سال 1351» وجود دارد. در آخرين سطر اين صفحه عبارت سنه 979ق آمده است و در كنار آن آثار باقى مانده از عبارت ديگرى ـ و البته با همان تاريخ ـ وجود دارد و در زير آن نيز اثرى از واژه‌اى مشاهده مى‌شود كه پاك شده است. از توضيح گولپينارلى درباره نسخه ش 1027 كتابخانه اميريدر مى‌يابيم كه نام ديگر بيان‌ الواقع، معاديه است. و برخلاف نظر فهرست‌نويسان ملك، سعيد نفيسى موضوع كتاب را در معاد دانسته و اين با نام معاديه سازگارتر است.

از آنجا كه منزوى در فهرست خود هيچ نشانى از نسخه ديگر بيان الواقع در ايران نمى‌دهد. شايد نسخه ملك يگانه نسخه موجود در ايران باشد.

3. محبت‌نامه، فضل اللّه استرآبادى، (ش 4597)

در فهرست ملك (ج4، س735) آمده :

“ نستعليق سده 10، عنوان و نشان شنگرف 95گ، 21 س، 13*9/17، كاغذ دولت‌آبادى، جلد ميشن سياه”.

اما در سرتاسر اين رساله هيچ كجا تاريخى ذكر نشده است. نه در پايان رساله و نه در نوشته‌هاى خارج متن. معلوم نيست سدة10 را فهرسـت‌نويسان ملك چگونه به دست آورده‌اند، آيا از نوع خط به تاريخ كتابت پي‌برده‌اند؟ هر چند كه نستعليق به كار رفته در نسخه حاضر، برخلاف تـوضيح فهرست، خطى قوام آمده نيست. جلد نسخه ضربى است و بر دو طرف جلد، سه كليشه به كار رفته است : دو سر ترنج در بالا و پايـين و يك ترنج در وسـط.

در متن نيز، نشان و «اگرسايل» و «جواب» به شنگرف آمده است.

فهرست‌نويسان ملك اين رساله را از آنِ حقيقى، خليفه فضل اله نعيمى استرآبادى حروفى دانسته و به الذريعه و فهرست منزوى استناد كرده‌اند. اما آنها نيز به اشتباه رفته‌اند. اين نسخه از رساله محبت‌نامه، نه از حقيقى، كه از آن خود فضل اللّه استرآبادى، بنيادگر حروفيه، است. و دليل ما بر اين مدعا مقايسه آغاز رساله حاضر با آغازى است كه آقا بزرگ در الذريعه آورده است.

آغاز نسخه ملك : « بسم اللّه الرحمن الرحيم در تقسيم وجه آدم و حوا بشناس و بخوان اى خواننده خطوط وجه كريم آدم عليه السلام كه حضرت رسالت فرموده است خلق اله تعالى آدم صورته. و على صورت الرحمن از تقسيم خط حوا كه يكى موى سر اوست و چهار مژه و دو ابرو كه آن حديث قامت ارحم فاخذت بحقوى الرحمن قال و قالت هذا مقام العائد يك الخ از تقسيم خط هفت سطر حوا هفت [خـ]ط ديگر بر وجه آدم ظاهرست دو سطر در مقدمه بينى …….» و آغازى كه ذريعه آورده است : “ هو در تقسيم وجه آدم و حوا بشناس و بخوان اى خواننده خطوط وجه كريم آدم : محبت نامه شد اين جمع را نام / بحكم جاودان نامه حق” (ج20 / ص 138). اما از بررسى آغاز نسخه ملك تا ص 4 كه در واقع مقدمه تمام مى‌شود و متن رساله كه به شكل پرسش و پاسخ است آغاز مى‌شود نه تنها بيتى كه درالذريعه آورده شده است وجود ندارد كه اصولاً هيچ شعرى در آن به كار نرفته است. در فهرست ملك تنها بخشى از آغاز رساله آمده كه در دو نمونه فوق مشترك است، يعنى « در قسيم وجه آدم و حوا بشناس و بخوان اى خواننده».

از سوى ديگر با مراجعه به فهرست گولپينارلى در مى‌يابيم كه رساله شماره 824 بخش فارسى كتابخانه علي‌ اميرى نسخه‌اى است از محبت‌نامه. و آغاز آن با آغاز نسخه ملك يكى است و تنها تفاوت آنها، استفاده نسخه اميرى از رموز نگارشى حروفيه اسـت كه نسخه ملك فاقد آن است. رمز گشوده آغاز نسخه اميرى بر اساس فهرست گولپينارلى چنين است :

“هو در تقسيم وجه آدم و حوا بشناس و بخوان اى خواننده خطوط وجه كريم آدم عليه السلام كه حضرت رسالت فرموده است خلق اللّه تعالى آدم على صورته و على صورت الرحمن از تقسيم خط وجه كه يكى موى سر اوست و چهار مژه و دو ابرو‌…‌”

اما گولپنارلى رساله فوق را از فضل اللّه استرآبادى مى‌داند و نه از حقيقى.

پايان نسخه ملك با پايان نسخه اميرى تفاوت اندكى دارد. در پايان نسخه ملك آمده : « ‌…‌ و حكما و شهدا بعالم عشق الهى مى‌كشد كه اذا قتلته اناديته» و در پايان نسخه اميرى آمده «‌…‌ و حكما و شهدا را بعالم عشق مى‌كشد كه اذا قتلته فاناديته».

پايان فهرست ملك نيز با پايان نسخه ملك تـفاوت دارد. در پايان فهرسـت «حكما» به صورت «حكماء» و «شهدا» به صورت «شهداء» و «بعالم» به صورت «به عالم» آمده است. منزوى نيز در فهرست خود همان آغازى را مى‌آورد كه الذريعه آورده است، اما نه آقا بزرگ و نه منزوى ـ به تبع آن ـ به نسخه ملك اشاره نمى‌كنند. مى‌دانيم ‌كه آقا بزرگ اكثر نسخه‌هايى را كه معرفى مى‌كند ديده است. با توجه به اختلافى كه نسخه ملك با توصيف آقا بزرگ دارد و با توجه به توصيف و شرح گولپينارلى مى‌توان نتيجه گرفت كه نسخه كتابخانه ملك همان نسخه‌اى كه صاحب الذريعه معرفى كرده است نيست. شايد فهرست‌نويسان ملك به اين دليل از آوردن بيتى كه آقا بزرگ و منزوى در آغاز رساله آورده‌اند خوددارى و پرهيز كرده‌اند كه آنان نيز موفق به يافتن آن بيت در نسخه ملك نشده‌اند. از سوى ديگر دكتركيا هم محبت‌نامه را از آن فضل مى‌داندو در معرفى نسخه دكتر مهدى بيانى، آغاز آن رساله را برابر آغاز الذريعه و فهرست منزوى آورده است، البته به جز بيت «محبت نامه شد اين جمع را نام / بحكم جاودان نامه حق». و بلوشه نيز در معرفى نسخه كتابخانه ملى پاريس همان آغاز كيا را آورده است. هر چند كه منزوى در فهرست خود اشاره‌اى به نسخه كتابخانه ملى پاريس ندارد. از سوى ديگر در صفحه پيش از شروع كتاب، كه در واقع صفحه عنوان است، عنوان كتاب «محبت‌نامه فضل» با مداد ذكر شده است.

بر ارواق كتاب نشانى از وصالى نيست (به جز برگ 91)، اما بر اكثر اوراق آثار رطوبت ديده مى‌شود. درگوشه سمت چپ بالاى صفحه عنوان يك يادداشت دو سطرى وجود دارد : «اين كتاب يكى از كتب معتبر حروفيان است.» از اين يادداشت بر مى‌آيد كه نويسنده اين كتاب « معتبر» بايد يكى از شخصيت‌هاى دست اول و معتبر حروفى باشد، اما در فهرست نام حروفيان معروف و راهبران اين جنبش نشانى از «حقيقى» نيست. در همين صفحه يادداشتى دو سطرى نيز به زبان تركى وجود دارد و نيز يادداشتى از سهيلى خوانسارى : «توسط فقير براى كتابخانه ملى ملك ابتياع شد». مهر ثبت كتاب در كتابخانه در ميانه اين صفحه وجود دارد. با تاريخ «15 ارديبهشت 1331». در زير آن مهرى ديگر : « بازديد شد 1351».

بر حاشيه سمت راست و در بالاى برگ 1 پ حاشيه‌اى سه سطرى وجود دارد. در برگ 9پ و 51پ مهر گرد مرحوم ملك در حاشيه سمت راست و پايين صفحه ديده مى‌شود. در برگ 60 ر تنها چهار سطر وجود دارد و باقى صفحه نانوشته است و سطر چهارم آن چنين است : «يازده يازده يازده يازده يازده كلمه». برگ 60پ از ابتداى سطر اول شروع مى‌شود. آغاز : « هفت فلك بر هر فلك يك كوكب كه به خط استواء هر يك كه بگذري‌…». در حاشيه صفحات 2ر تا 6ر متنى به تركى آمده است كه در برخى قسمت‌ها پاك شده و ناخواناست. به ويژه در صفحات 2ر و 2پ. در گوشه سمت چپ و بالاى برگ 96 ر يادداشتى مدادى وجود دارد : « شماره‌گذارى و كنترل شد. پهلوانى». منزوى به سه نسخه ديگر محبت‌نامه حقيقى ـ در ايران ـ اشاره كرده است (ج 1/2، ص 1364) كه با رويت آن سه نسخه ديگر و مقايسه آنها با نسخه ملك مى‌توان انتساب آنها را به حقيقى سنجيد.

4) مجموعه (ش 4598)

درباره اين مجموعه در فهرست ملك (ج 7، ص 496) آمده :

“ نسخ سده يازدهم، 26گ، 25س. كاغذ فستقى، 5/12*2/19. جلد ميشن لايى سياه. چند صفحه اول ستون‌بندي‌ به شنگرف”.

1. بشارت‌نامه، رفيعى

در فهرست ملك درباره اين رساله آمده :

“بشارت‌نامه : (ف) از فضل اللّه استرآبادى، گويا از رفيعى است”.

پيش از هر سخنى درباره بشارت‌نامه، بايد گفت كه توضيح فهرست‌نويسان ملك (افشار، دانش‌پژوه، حجتى و منزوى( در اين باره حيرت‌انگيز است. با رؤيت بشارت‌نامه، برخلاف فهرست ملك، ـ على رغم شناختن يا نشناختن حروفيه ـ مى‌توان به سادگى دريافت كه زبان اين منظومه نه فارسى، كه تركى است! و آغاز آن چنين است :

«اول ســـبع المـــــثانى اى حكــــيم گــلدى بسـم اللــه الرحـمن الرحــيم

حـق‌ تـعالى اول اســـمى قــلدى بــاد چون كه قرآن با شليدى اى خوش نهاد»

از يادداشت ضميمه مجموعه حاضر كه بر آن توضيح مجموعه حاضر درج شده است نيز مى‌توان به تركى بودن زبان منظومه پي‌برد. در اين يادداشت دو سطرى كه با جوهر آبى تحـرير شـده، آمده است : بشارت‌نامه فـضل اللهي: “منظومه تركى از حروفيان، خط و كاغذ قرن سيزده”. حيرت‌آورتر اين است كه پديدآورندگان فـهرست ملك، توضـيح خود را به فهرست منزوى ارجاع مى‌دهند. و از ياد نبريم كه فهرست منزوى شامل نسخ خطى فارسى است و نه تركي!

پس بشارت‌نامه موضوع شماره 9812 فهرست منزوى (ج 1/2، ص 1064) جز رساله شماره يك مجموعه ملك است، و اصولاً در ادبيات حروفى ما، به جز بشارت‌نامه حاضر، دو بشارت‌نامه ديگر را مى‌شناسيم، از دو خليفه فضل، يكى از ابوالحسن و ديگرى هم از سيد اسحاق.

با مقايسه آغاز اين مثنوى با فهرست گولپينارلى در مى‌يابيم كه اين منظومه نه از فضل اللّه، كه از رفيعى، خليفه و جانشين نسيمى است و اصولاً توضيح فهرست ملك: «از فضل اللّه استرآبادى، گويا از رفيعى است» چندان روشن نيست. از عنوان اين منظومه كه در بالاى صفحه نخست و پيش از آغاز آمده است.» بشارت‌نامه فضل آلهى يبلن كورر فحوا شيا كماهى» مى‌توان عنوان مثنوى را بشارت‌نامه فضل الهى دانست، نه اينكه آن را منسوب به فضل اللّه استرآبادى كرد.

اما انجام اين منظومه با آنچه گولپينارلى به عـنوان انجام براى نسخـه اميرى (2/1041) آورده است يكسان نيست. يعنى اصولاً آن بيـت در واپسين صفحه نسخه ملك ديده مى‌شـود. نه انجام و نه بيت ديگرى كه گولپينارلى از اواخر نسخه اميرى براى بيان تخلص شاعر ـ رفيعى ـ شاهد مى‌آورددر نسخه ملك وجود ندارد.

واپسين صفحه بشارت‌‌نامه در نسخه ملك، ص30، بر كاغذى بزرگتر از ديگر اوراق مجموعه حاضر كتابت شده است. به طورى كه از سمت چپ به فاصله حدوداً يك سانتيمتر به سمت داخل تاخورده است. برحاشيه سمت چپ اين صفحه بيست سطر شعر، به شكل مورب، نوشته شده است و علاوه بر آن در چهار سطر واژگانى كه از متن افتاده قيد شده است. آوردن افتادگي‌ها در حاشيه صفحه در ديگر صفحات نيز ديده مى‌شود.

در صفحه 29 نسخه ملك بيتى كه تاريخ انجام بشارت‌نامه را بيان مى‌كند، آمده اسـت، اما در نسـخه امـيرى اين بيت در صفحه 97 الف وجود دارد و مى‌دانيم كه نسخه اميرى داراى 47 برگ (56 ب ـ 103ب) است، اما نسخه ملك فقط30 صفحه است، يعنى 15 برگ. با مقايسه تعداد سطور هر صفحه كه در نسخه اميرى 15 سطر و15 بيت است و در نسخه ملك 37 بيت در هر صفحه آمده است (25 سطر سه مصرع) در مى‌يابيم كه نسخه ملك كامل نيست و در پايان افتادگى دارد.

از سوى ديگر5 صفحه نانوشته در پى بشارت‌نامه وجود دارد. بر نخستين صفحه (ص31) كه در پشت واپسين صفحه بشارت‌نامه است. بخشى از وصيت‌نامه شهاب‌ الدين سهروردى آمده است كه در فهرست ملك اشاره‌اى به آن نشده است.

اين متن هشت سطرى به خطى و قلمى متفاوت با متن بشارت‌نامه نوشته شده است. شايد هم بعداً بر اوراق سفيد تحرير شده باشد. عنوان اين بخش در دو سطر و نيم به خطى بين نسخ و ثـلث و به رنگ شنگرف است

دو سطر شش و هفت «و من فتوحاته» نيز به شنـگرف است. آغـاز اين بخش « هذه وصيه قطب اقطاب‌…»

و انجـامش « ولكن بنازعه و چون فهوانس‌…» است.

2. اشعارى از حزينى :

در اين مورد، در فهرست ملك آمده است :

«اشعار حروفى، (تركى) از حزينى»

اين اشعار از ص 32 (كه در واقع بايد ص 36 باشد. چون برگ‌هاى سفيد شماره‌گذارى نشده است.) تا ص 51 (در واقع55) ادامه مى‌يابد. در اين بخش هشتاد و چهار غزل آمده. در هر صفحه چهار غزل آمده است (به جز ص 32 كه سه غزل و صص 37، 43، 44، 45، 47 كه پنج غزل دارند.) در مورد اين اشـعار كه به خط نستعليق نگاشته شده‌اند، فهرست ملك توضيح مى‌دهد كه با خط رساله پيشين متفاوت است. اما بايد اضافه كرد كه نه تنها خط، كه نوع كاغذ نيز با رساله پيشين تفاوت دارد. اصولاً در مجموعه حاضر دو نوع كاغذ به كار رفته است.

اوراق بشارت‌نامه و اوراق سپيد مجموعه كاغذى ضخيم‌تر دارند، ولى اشعار حزينى بر كاغذى نازكتر نگاشته شده است.

اما اين مجموعه اشعار در آغاز داراى افتادگى است، زيرا در سطر اول با واژه «وله» آغاز مى‌شود كه در حقيقت ارجاع به اشـعار قبل مى‌دهد كه ما نشانى از آنها نداريم. از سوى ديگر معلوم نيست كه آيا اين مجموعه اوراق ديگرى در انتـها داشـته است يا نه؟ چون نشانى از ختم اشعار از قبيل نام كاتب يا تاريخ كتابت وجود ندارد. از حزينى در فهرست گولپينارلى نامى نيست و اين باعث تعجب است، زيرا مى‌دانيم كه پس از گسترش حروفيه در آسياى صغير و از قرن نهم قمرى به بعد حروفيان آناتولى زبان تركى را به جاى زبان فارسى به كار بردند. وجود اشعار تركى حزينى در مجموعه ملك و عدم وجود اين اشعار در مجموعه حروفيان تركيه باعث شگفتى است. تاريخ ثبت اين مجموعه در كتابخانه ملى ملك 15 ارديبهشت 1331 است و در صفحه آخر (51) مهر بيضى كتابخانه ديده مى‌شود.

5) مجموعه، (ش 4600)

در فهرست ملك (ج 7، س 439) درباره اين مجموعه مى‌خوانيم :

“ نستعليق 1047، 205گ، 11 س، كاغذ پسته‌اى و ترمه،5/10*4/14، جلد ميشن آلبالويى، لبه‌دار”.

در اين مجموعه پنج منظومه بشارت‌نامه، نامه نامى، توحيـدنامه و كرسي‌نامه آمده است. اما بنابر گفـته فهرسـتنويسان ملك (و نيز نظر دكتر صادق كيا) اين مجموعه آشفته است و توالى اوراق آن درهم ريخته است، و در فهرست ملك نيز به آفريننده يا آفرينندگان اين منظومه‌ها اشاره نشده است، اما ما اينك مى‌دانيم ‌كه سه منظومه اول اين مجموعه از آن سيد اسحاق استرآبادى يا سمرقندى است كه بزرگ و راهبر حروفيان خراسان است و دو منظومه ديگر كه در واقع واپسين رساله‌هاى اين مجموعه هستند از خليفه برتر، فضل‌ اللّه، على الاعلى است.

ميان سه رساله نخست و دو رساله آخر، از لحاظ خط و كاغذ، تفاوت وجود دارد. در ميان سروده‌هاى سيد اسحاق چهار بار افتادگى وجود دارد و تداوم كلام و توالى اوراق در چهار قسمت شكسته است. اين چهار گسست در صص16، 32، 64، 74 است. از اين منظومه، فقط اشارت‌نامه داراى ابياتى كامل (ولى به هم ريخته) است كه به كوشش نگارنده منتشر شده است و در مقدمه آن به روش تفكيك ابيات اين منظومه از ديگر ابيات اشاره شده است. اما نخستين برگ اين مجموعه جدا شده است و در ميان اوراق موجود است. در بالاى اين صفحه با مداد عبارت «نمره 23» و «70 ريال» آمده است و در پايين صفحه سمت چپ مهر « بازديد شد1351» و در سمت راست مهر و تاريخ ثبت كتاب در كتابخانه ملى ملك منقوش است. تاريخ ثـبت آن «15 ارديبهشت 1331» است. سه منظومه سيد اسحاق درص 89 تمام مى‌شود. ص90 نانوشته است و بر روى سه صفحه بعدى متنى به فـارسى و عـربى نوشته شده است كه خود شامل اعدادى است. سپـس در صفحه94 (كه در شماره‌گذارى ص 92 است) اشعارى درج شده است با اين آغاز.

«اى گـشته نـور ذات ز روى تـو آشكـار وى نسـخه وجـود تو فهرســت روزگار»

ص 93، در سمت چپ پايين صفحه داراى بريدگى است و در آخرين سطر به شنگرف آمده است : فى المثنويات. در ص 94 در بالاى صفحه عنوان «توحيدنامه» ديده مى‌شود. با اين سرآغاز :

«بــود واجــــب در جميـــع كارهـا حمـــــد و شكر كاشــف اسـرارهـا»

و اين همان سرآغازى است كه منزوى براى مثنوى ديگر على الاعلى به نام كرسي‌نامه آورده است. متن مثنوى نيز كامل نيست و در ص 106 افتادگى دارد، يعنى بيت آغاز ص 107 ادامه آخرين بيت ص 106 نيست. در ص 98 مهر مرحوم ملك آمده است و ميانه ص 113 نيز پارگى وجود دارد. توحيـدنامه در ص 158تمام مى‌شود. با اين انجام :

«چون خدا با صابران است شـد تمام اين سـخن كـوتــاه كـردم والسـلام»

اما در واپسين سطر اين صفحه آمده : « ايضاً» و در آغاز صفحه بعد ـ ص 159 ـ آمده است : «كرسي‌نامه» با آغاز :

«ابتــدا را بـــهترين نام خـــــــدا بـود و فــضلش كردم از وى ابـتـدا»

بر خلاف باور ريتر متن كرسي‌نامه در نسخه ملك كامل نيست و در ص 278 افتادگى دارد. در ص 289 سطر اول تكرار سطر آخر صفحه قبل است و واژه راهنما كه در انتهاى ص290 آمده است آغاز سطر سوم از ص 291 است و نيز از ص 279 نوع خط تغيير مى‌كند، لذا در مجموعه حاضرنه دو نوع كه سه نوع خط به كار رفته است. در صص 198و 398 مـهر مرحوم ملك وجـود دارد و در ص 408 مهر بيـضى كـتابخانه به همـراه مـهر « بـازديد شد 1351» ديده مى‌شود در واپسين صفحه مجموعه چهار سطر وجود دارد :

تكيه زين العابدين عيسى خليفه حلب

مصطفى ابدال ارفه بايرام بابا تكيه سى

بابا خلقه

و درويش اسمعيل

متن فاقد تاريخ كتابت است، و در اكثر صفحات حواشى وجود دارد. عطف و جلد مجموعه از چرم سياه است.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 20:29  توسط سیده زینب پژومان | 

چكيده : كتابخانه سليمانيه شامل 117022 اثر شامل 67359 نسخه خطي و 49663 كتب چاپ قديمي است كه به محققين داخلي وخارجي در سطح بين المللي خدمات لازم را ارائه مي‌كند. اين كتابخانه داراي چهار بخش مي‌باشد. 

1-‌طبقه‌بندي و فهرست‌نويسي 2- ميكروفيلم باهفد ايجاد آرشيو و ارائه خدمات به محققين كه در سال 1950 تاسيس شد 3- بررسي، تعمير و بازسازي نسخ خطي و آثار كمياب كه در سال 1956 تاسيس شد 4- بخش تهيه فهرست نسخ خطي تركيه در شعبه استانبول كه در سال 1979تاسيس شد.

كتابخانه‌ها در طول تاريخ آموزش و فرهنگ تركيه ابتدا در مساجد، مدارس ديني، خانقاه وتكيه ها ديده مي‌شود. كتابخانه‌هاي پيشرفته‌اي كه در داخل اين مراكز تأسيس شده بودند بعدها به محلي خارج از اين مؤسسات و در مجاور آنها و سپس به محلي مستقل منتقل شدند.

اين كتابخانه ها كه در استانهاي مختلف تركيه و بيشتر در استامبول تأسيس شده بودند و به صورت وقفي اداره مي‌شدند، به علل مختلف قادر به تأمين مخارج حفظ و نگهداري و ارايه خدمات نبودند؛ لذا براي رهايي كتابخانه‌ها از وضعيت موجود و امكان استفاده راحت‌تر از آنها، تصميم گرفته شد كه كتابخانه‌هاي پراكنده، تحت نظارت سازمان اوقاف، در يكي از كتابخانه‌هاي موجود و يا در محلي كه در آينده ساخته مي‌شود متمركز شوند .

ابتدا كتب برخي از كتابخانه‌ها به مدرسه متخصصين در سلطان سليم (يكي از پادشاهان دوره عثماني) انتقال يافت و سپس به دلايلي از انتقال كتاب‌ها در اين مكان منصرف شده ، تصميم گرفته شد كه كتابها در مدارس سليمانيه جمع‌آوري شود. از سال 1918م. تا امروز كتابخانه هاي متمركز شده در مدارس يك و دو مجتمع «قانوني» و كتابهاي ذيقيمت موجود در آنها، در محلي تحت عنوان «كتابخانه سليمانيه» خدمات لازم را ارايه مي‌دهند. 

كتابهايي كه امروز در كتابخانه سليمانيه وجود دارد كتابهايي است كه در زمان صدر اعظم «كوسه مصطفي باهير پاشا» در دوره حكومت سلطان محمود اول (1754- 1730م.) و همزمان با تأسيس هسته تشكيل دهنده اين مجموعه ( بنام سليمانيه و به‌عنوان عبادتگاه)، در‌سمت راست مسجد سليمانيه، در محلي كه توسط نرده هاي فلزي جدا شده بود جمع شده و هر روز بر تعدادشان افزوده مي‌شد. همچنين اين مجموعه در سال 1981م. در دومين مدرسه جمع اوري شده است. در طول مدتي كه «حمداله صبحي تانري اورين» وزير معارف بود مدتي به واسطه هيأتي كه آقاي «خليل اتهم»، متخصص امور موزه، رياست آن را به‌عهده داشت، يك سري اشياء موزه‌اي از مجموعه سليمانيه در مدرسه اول جمع‌آوري شد و پس از تأسيس موزه «اتنوگرافيا» اشياي جمع‌آوري شده، در سال 1902م. به آنكارا منتقل شد. از آن به بعد مدرسه مذكور نيز تحت سرپرستي مديريت كتابخانه سليمانيه خدمات لازم را ارايه مي‌نمايد.

كتابخانه سليمانيه با آثار خطي موجودي كه از منابع اصلي فرهنگ ترك - اسلامي محسوب مي‌شود، به محققين داخلي و خارجي خدمات لازم را در سطح بين‌المللي ارايه مي‌نمايد. اين مكان داراي 117022 اثر شامل: تعداد 67359 نسخه خطي و تعداد 49663 كتب چاپي قديمي بوده و مانند كتابخانه هاي فاتح حميديه، سلطان احمد، اياصوفيا و لاللي داراي كلكسيون كتابهاي پادشاهان است.

در داخل اين كتابخانه نمونه هايي از زيباترين آثار هنرهاي كلاسيك مانند ابرو، خط، مينياتور و تذهيب رامي توان مشاهده كرد. در مجموعه هاي جديد آثار مربوط به قرنها پيش، دست نوشته مولفان، آثار تك‌نسخه اي و نسخه هاي هديه شده به پادشاهان را مي‌توان ديد. هر يك از اين آثار بامحتويات، كاغذ، جلد و تذهيب به‌كار رفته در آن، خصوصيات سالهاي تدوين اثر رانشان مي دهد.

بخشهاي مختلف كتابخانه سليمانيه 

1 - بخش طبقه‌بندي و فهرست‌نويسي : فيش كارتهاي تعداد 117022 كتاب موجود در كتابخانه تهيه شده و در محلهاي مخصوص خود جا داده شده است. فيشهاي اين آثار بر اساس نام نويسنده، نام كتاب و موضوع آن طبقه بندي شده و بدين ترتيب دسترسي به فيشها سهل و آسان است و مراجعه كننده مي‌تواند به‌سرعت كتاب مورد نظر خود را به‌دست آورد. در حال حاضر كتاب و اسنادي به‌غيراز كتاب از جاهاي مختلف به كتابخانه وارد مي‌شود. امور مربوط به كتابهاي جديد بر اساس اصول كتابداري انجام مي‌شود، به‌طوري كه آثار خطي در بخش نسخ خطي، كتاب‌هاي چاپي قديمي در بخش كتاب‌هاي چاپي و كتاب‌هايي كه به زبان خارجي است در بخش كتاب‌هاي خارجي قرار داده شده و براي استفاده در اختيار مراجعه كنندگان قرار مي‌گيرند.

2 - بخش ميكرو فيلم : اين بخش از كتابخانه در سال 1950م. تأسيس شد. بخش ميكروفيلم اين كتابخانه اولين مركز ميكروفيلم تركيه است. از زمان احداث اين بخش ابتدا به تهيه ميكروفيلم از آثار تك‌نسخه‌هاي دست‌نوشته‌هاي مؤلفان، آثار تذهيب، مينياتور و آثار ذيقيمت خطي كه به هر دليلي احتمال تخريب آنها وجود داشت اقدام شد و به جهت جلوگيري از آسيب نسخ خطي، امكان كپي گرفتن از اين‌گونه آثار وجود ندارد. همچنين به لحاظ ذيقيمت بودن و با توجه به شرايط وقف، به‌هيچ‌وجه اجازه خروج اثر از كتابخانه داده نمي‌شود وخدمات فقط در داخل كتابخانه ارايه مي‌گردد.

بخش ميكرو‌فيلم دو وظيفه اصلي دارد :

الف) ايجاد آرشيو: وظيفه اين بخش تهيه ميكرو فيلم از آثار خطي ارزشمند قديمي، خط و ساير اسناد وتهيه آرشيو از ميكروفيلمهاي تهيه شده است. در قسمت آرشيو اين بخش تاكنون بيش از 4800 حلقه ميكروفيلم بايگاني شده است و همچنان امر تهيه ميكرو فيلم از آثار در حال انجام است.

ب ) ارايه خدمات به محققين: با تقاضاي اخذ ميكروفيلم از سوي افرادي‌كه به جهت دوري، امكان مراجعه به كتابخانه را ندارند و همچنين محققيني كه به كتابخانه مراجعه مي نمايند، موافقت مي‌شود و ميكروفيلم موردنظر در اين بخش تهيه مي شود و با اخذ هزينه مربوط و يا بصورت مبادله ميكروفيلم، در اختيار متقاضي قرار مي‌گيرد.

3 - بخش بررسي، تعمير و بازسازي نسخ خطي و آثار كمياب: در اين بخش كتبي كه در اثر گذشت زمان اوراق، جلد، شيرازه و خطوطشان تخريب شده و يااوراقشان در اثر رطوبت ويا به علت وجوه قارچ و حشرات آسيب ديده‌اند، مرمت مي‌شوند و بصورت اول خود در مي‌آيند.

آثار وارده به اين بخش، ابتدا ضد عفوني مي شوند و سپس ميزان و كيفيت عارضة كتاب و يا اسناد تشخيص داده شده ، در حد امكانات نسبت به رفع عارضه موجود و سپس تعمير و مرمت آن اقدام لازم صورت مي‌گيرد. كتابهايي كه مرحله تعمير مرمتشان به پايان مي‌رسد، صحافي شده، سپس به بخش تجليد ارسال مي‌شوند. تجليد كتابها به‌شكل كتب قديمي وبا حفظ ويژگيهاي جلد كتابهاي قديمي، صورت مي‌گيرد. انواع جلدهاي چرمي و پارچه‌اي كتاب‌ها مرمت و اگر لازم باشد تعويض مي‌شوند تا كتاب مجدداً جلد شود. اين بخش در سال 1956م. تحت عنوان «تجليد و آسيب‌شناسي» و منتاسب با ميزان نياز امور مرمت و نگهداري آثار خطي موجود در كتابخانه سليمانيه و برخي استانهاي ديگر كشور تأسيس شد. در اين بخش در زمانهاي مختلف به برگزاري كلاسهاي آموزشي، در سطوح داخلي و بين المللي، براي تربيت كادر مورد نياز كتابخانه هاي نسخ خطي اقدام شده است.

در سال 1990م. از سوي وزارت فرهنگ نسبت به گسترش اين بخش كه در رفع نيازهاي خود دچار مشكلاتي بود، تصميم‌هايي اتخاذ گرديد؛ براساس اين تصميم‌ها مقرر گرديد كه يك مركز براي تعمير و مرمت و مركزي ديگر براي تحقيقات تأسيس شود. براي به مناقصه گذاردن تأسيس اين دو مركز، هيأتي به اروپا و آمريكا اعزام شد. در سال 1990م. دربارة مركز تحقيقات و آسيب‌شناسي، مرمت آثار نادر و نسخ خطي و چگونگي تأسيس مركز مذكور دو گزارش جداگانه تهيه شد. 

در سال 1993م. در محدوده داخلي كتابخانه سليمانيه در محوطه مهمانسراي آقاي ظريفي، احداث بنايي براي ايجاد مركز تحقيقات و مرمت آثار كمياب و نسخ خطي آغاز شد . از سوي ديگر دستگاههاي مورد نياز جهت كارگاههاي مركز مذكور خريداري و براي استفاده آماده شد. 

فعاليتهاي مركز تحقيقات آسيب شناسي ومرمت نسخ خطي و آثار كمياب در دو بخش قابل ذكر است: 

الف) آسيب‌شناسي‌: از اين لحاظ در مركز نامبرده فعاليتهاي زير انجام مي‌شود:

- بررسي و ثبت كتب خطي، كتب چاپي كمياب و فرامين حكومتي و همچنين تحقيق و بررسي در خصوص موادي همچون كاغذ، جوهر، چسب، رنگ و پوست كه در آثار ارزشمندي كه نمي‌توان براي آنها قيمتي تعيين كرد، به كار رفته است.

- تشخيص عارضه كتابها واوراقي كه در اثر قارچ، اسيد و حشرات خورده شده و يا لكه دار و كثيف شده‌اند، همچنين كتابهايي كه صفحات آن به‌هم چسبيده يا جوهر آن از بين رفته و جلوگيري از تخريب آنها و يافتن راههاي لازم براي رفع عارضه‌هاي موجود.

- بررسي، آزمايش و تعيين ميزان لازم موادي همچون كاغذ، مركب، چسب، رنگ و پوست كه در تعمير اين قبيل آثار به‌كار مي‌رود.

- بررسي و تشخيص آسيبهاي زيست محيطي، فيزيكي و شيميايي مواد و لوازم مورد استفاده، بر روي آثار زمانهاي گذشته.

- يافتن راه و روشهاي متناسب با امكانات روز براي مرمت و تعمير آثار.

- انجام امور لازم براي توليد كاغد مناسب جهت استفاده در مرمت آثار.

- بررسي وضعيت و شرايط فعلي آثار، بررسي شرايط بناهاي جديدي كه براي محافظت از آثار و اسناد در نظر گرفته خواهد شد و جهت‌دهي فعاليتها بر اساس نتايج به دست آمده از بررسيها.

- پيگيري و كسب داده هاي علمي جديد از طريق نشريات منتشر شده در دنيا در رابطه با موضوع مورد نظر.

طولاني بودن و لزوم صرف زمان در تحقيقات، يك واقعيت است. در اين خصوص يكي از مراكز توسعه يافته در دنيا كشور ايتاليا است.. در اين كشور در سال 1927 مؤسسه‌اي به‌نام «مؤسسه آسيب‌شناسي دل ليبرو» تأسيس شد. اين مؤسسه كه در سال 1974م. در حد آزمايشگاههاي مدرن توسعه يافت، نتايج به‌دست آورده در فعاليتهاي خود را از طريق نشريات مختلف در اختيار مراكز مشابه در دنيا قرار مي‌دهد.

ب ) مرمت وتعمير : فعاليتهاي اين بخش به‌شرح زير است:

- مرمت، تعمير و نگهداري نسخ خطي، آثار چاپي ذيقيمت، فرامين و نقشه هاي موجود در كشور.

- تشخيص ابتدايي عارضه آثار، كه در صورت نياز از مركز تحقيقات در اين زمينه كمك گرفته خواهد شد.

- ضد‌عفوني نمودن آثار در صورت لزوم.

- جلوگيري از پيشرفت عارضه موجود.

- رفع آسيب ناشي از عارضه موجود در آثار. 

- تعمير ومرمت صفحات و جلد آثار مطابق با شكل اصلي آنها .

4 - بخشي تهيه فهرست نسخ خطي تركيه شعبه استانبول 

مركز تهيه فهرست نسخ خطي تركيه در آنكارا است. اين مركز در كتابخانه سليمانيه شهر استانبول در سال 1979م. تأسيس شد. تهيه فهرست كليه آثار و نسخ خطي موجود در تركيه به عهده اين مركز است. در فهرستهايي كه توسط اين مركز تهيه مي شود، آثار با توجه به موضوع مرتب مي‌شود و در انتهاي آن نام كتاب و نويسنده به عنوان راهنما ارايه مي‌گردد. بين سالهاي 1995- 1979م. كارنما (كاتالوگ) كتابهاي 18 كتابخانه منتشر شده است . اين قبيل فعاليتها را كه از سوي اداره كل كتابخانه‌هاي وزارت فرهنگ انجام مي شده از سال 1995م. به بعد كتابخانه ملي انجام مي‌دهد. .

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 20:27  توسط سیده زینب پژومان | 

. مقدمه

    دربارة كتابخانه‌هاي ديجيتالي و ادارة و مديريت آنها مقالات متعددي نوشته شده است. در واقع، علاقه به موضوع كتابخانه‌هاي ديجيتالي، در قالب مطالعات نظري و كاربردي به طور فزاينده‌اي در دهة 1990 افزايش يافت و پس از آن موضوع ادارة و مديريت كتابخانه‌هاي ديجيتالي مورد توجه مولفان، به ويژه در حوزة كتابداري و اطلاع‌رساني قرار گرفت. با وجود اينكه از بكارگيري اصطلاح "كتابخانة‌ ديجيتالي" تقريباً بيش از يك دهه مي‌گذرد و تاكنون مقالات بسياري دربارة آن نوشته شده است، اما هنوز تعريفي قابل پذيرفته شدة جهاني را نمي‌توان دربارة عملكرد و ماهيت اصلي آن بدست آورد. اگرچه در خلال دهة گذشته اصطلاح كتابخانة‌ ديجيتالي به صورت رايجي به ويژه در متون علوم كتابداري و اطلاع‌رساني بكار رفته است؛ اما با نگاهي دقيق‌تر به تعاريف ارائه شده از آن، مي‌توان ابهامات و حتي تناقض‌هايي را در اينگونه تعاريف به روشني مشاهده كرد. سير تحول مفهوم كتابخانة ديجيتالي نشان مي‌دهد كه بحران  كنوني مربوط با آن صرفاً با پرداختن به مسائل فني و ابزاري برطرف نخواهد شد، بلكه پرداختن به جنبه‌هاي معرفت شناسي و مفهومي آن از اهميت بيشتري برخوردار است كه اين موضوع مي‌باست در مديريت كتابخانه‌هاي ديجيتالي مورد توجه قرار گيرد.

      تنوع تعاريف و مشخص نبودن ماهيت و عملكرد كتابخانه‌هاي ديجيتالي، اداره و مديريت آنها را با سئوالات اساسي روبرو ساخته است. در واقع، به دليل وجود ديدگاه‌هاي مختلف دربارة ماهيت كتابخانه‌هاي ديجيتالي، نظرات گوناگوني نيز در مورد مديريت آنها وجود دارد. اين موضوع به اندازه‌اي قابل بحث و تامل است كه مديريت كتابخانه‌هاي ديجيتالي را با بحران معرفت‌شناسي مواجه ساخته است.  برخي از مهمترين سئوالات در مورد مديريت و اداره كتابخانه‌هاي ديجيتالي را مي‌توان به شرح زير خلاصه كرد:

 

§         چگونه مي‌توان بر پديده‌اي تحت عنوان كتابخانه‌هاي ديجيتالي كه هنوز ماهيت و عملكردهاي مورد انتظار از آن مشخص نيست، مديريت كرد؟

§         آيا ديدگاه حوزه‌هاي مختلف (نظير علوم  كتابداري، علوم كامپيوتر و غيره)  نسبت به مديريت كتابخانه‌هاي ديجيتالي يكسان است؟

§         كتابخانه‌هاي ديجيتالي چه محتوايي را در بر دارند و چگونه بايد بر آنها مديريت كرد؟

§         آيا چه از لحاظ ساختاري يا محتوايي تفاوت اساسي ميان مديريت كتابخانه‌هاي سنتي و كتابخانه‌هاي ديجيتالي وجود دارد؟

 

   مي توان اين طور استنباط كرد كه بدون داشتن تصويري روشن از ماهيت اصلي كتابخانه‌هاي ديجيتالي، مديريت بر آنها امكان پذير نخواهد بود. از اين رو، در اين مقاله مبتني بر رويكرد متن پژوهي ديدگاه‌ها و نظرات مختلف در مورد كتابخانه‌هاي ديجيتالي مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرد.

 

2. كتابخانة ديجيتالي چيست؟: مروري بر تعاريف

بورگمن[1] عقيده دارد كه اگرچه اصطلاح كتابخانة‌ ديجيتال مفهومي نوين به نظر مي‌آيد، اما سير تحول آن را مي‌توان در تحقيقات مرتبط با نظام‌هاي بازيابي اطلاعات، پايگاه‌هاي اطلاعاتي، واسط‌هاي كاربر[2]، شبكه‌هاي اطلاعاتي، اطلاع‌يابي[3]،  خودكار سازي كتابخانه[4]، نشر الكترونيكي و غيره كه سابقه طولاني دارند، ردگيري كرد (5، ص 232).  در سال 1992، بورگمن يكي از اولين تعاريف مرتبط با مفهوم كتابخانه‌هاي ديجيتالي را  ارائه داد (4) كه بسياري از مقالات حوزة كتابداري و اطلاع‌رساني آن را سر منشاء پرداختن به مباحث نظري در مورد مفهوم كتابخانة‌ ديجيتالي دانسته‌اند.  پس از آن در كتاب‌ها، مقالات و همايش‌ها و نشست‌هاي مختلف، تعاريف ديگري از كتابخانه‌هاي ديجيتالي ارائه شد. ماهيت ميان رشته‌اي كتابخانه‌هاي ديجيتالي و جذابيت محتوا (براي مثال، ارزش افزايي از طريق نشر الكترونيكي، نمايه سازي خودكار اسناد و غيره) و ساختار (براي مثال، طراحي پايگاه‌هاي اطلاعاتي،  واسط‌هاي جستجو خبره و غيره) ‌آن به عنوان جايگزيني براي كتابخانه‌هاي سنتي، باعث شد تا اين پديده مورد توجه محققان حوزه‌هاي مختلف ( به ويژه علوم كامپيوتر، كتابداري و اطلاع‌رساني، فناوري اطلاعات) قرار گيرد و به اين ترتيب، تعاريف مختلفي نيز توسط آنها ارائه گردد.

    صرف‌نظر از يادداشت‌هاي سردبيري، اختلاف نظرات اساسي را مي‌توان دربارة ماهيت كتابخانه‌هاي ديجيتالي در مقالات منتشر شده در اين رابطه نيز مشاهده كرد. برخي از محققان بر اين باورند كه اصطلاح كتابخانة ديجيتالي، همواره مقوله‌اي بسيار بحث انگيز و ابهام بر انگيز بوده است. لينچ[5]  عقيده دارد كه اصطلاح كتابخانة ديجيتالي ماهيتاً مشكل آفرين است؛ زيرا اين اصطلاح قرار است، ارتباط پيچيده‌اي را ميان مجموعه‌اي از اطلاعات ديجيتالي با كتابخانه  به عنوان يك سازمان يا نهاد برقرار سازد (12). به نظر گرين بِرگ[6]، در اصطلاح كتابخانه‌هاي ديجيتالي استعمالي ضد و نقيض را مي‌توان مشاهده كرد:" اگر يك كتابخانه، كتابخانه باشد، آنگاه ديجيتالي نخواهد بود. اگر يك كتابخانه، ديجيتالي باشد، آنگاه ديگر كتابخانه نخواهد بود"(9، ص 106) . بَتين[7] با بكارگيري اصطلاح كتابخانه‌هاي ديجيتالي مخالف است و آن را بسيار گمراه كننده مي‌داند (2، ص 276).

    شوآرتز[8] در مقالة خود عنوان مي‌كند كه طرح يك پروژة كلاسي براي درس كتابخانه‌هاي ديجيتالي براي دانشجويان نشان داد كه 64 تعريف رسمي و غير‌رسمي از كتابخانه‌هاي ديجيتالي در متون و مقالات مختلف وجود دارد  كه اين خود نشان مي‌دهد كه ماهيت كتابخانة ديجيتالي بحث انگيز و ابهام بر انگيز است (14، ص 385).  

    برخي تعاريف، نتوانسته‌اند ابعاد يك كتابخانة ديجيتالي را به خوبي  مشخص نمايند:

يك كتابخانة ديجيتالي، چيزي جز خدمات اطلاعاتي كتابخانه‌اي توزيعي نيست كه به صورت فيزيكي، مجازي و يا تركيبي از هر دو استقرار ارائه شود و در آن  حجم نسبتاً زيادي از منابع اطلاعاتي تنها در قالب ديجيتالي قابل دسترس باشند.كتابخانه‌هاي ديجيتالي، كتابخانه‌هاي الكترونيكي هستند كه استفاده كنندگان از نقاط مختلف جهان مي‌توانند به آن دسترسي پيدا كرده و انواع مختلفي از اطلاعات را شامل متن، صوت، تصوير، ويديو و غيره بازيابي كنند (16، ص 13).

    بورگمن، به عنوان يكي از برجسته‌ترين محققان و مولفاني كه بحث‌هاي نظري عميقي را در آثار متعدد خود در خصوص تعاريف ارائه شده از كتابخانه‌هاي ديجيتالي مطرح نموده است، در مقالة خود بر اينكه تاكيد دارد كه وضعيت جاري تحقيق و توسعة كتابخانه‌هاي ديجيتالي به ويژه در آمريكا تحت تاثير تعاريف پژوهش‌مداري است كه از كتابخانه‌هاي ديجيتالي ارائه شده است. به عبارت ديگر، مي‌توان اين طور استنباط كرد كه بر خلاف برخي از تعاريف نظير كتابخانه‌هاي دانشگاهي، عمومي، تخصصي و غيره،  تعريفي پذيرفته شده، قابل قبول و فراگير در ارتباط با كتابخانه‌هاي ديجيتالي وجود ندارد. به عبارت ديگر، هر طرح تحقيقاتي مي‌تواند بر مبناي تعريفي كه از يك كتابخانة ديجيتال ارائه مي‌دهد، مدعي ايجاد چنين بستري شده باشد (3، ص 414). 

    تعاريف ديگري نيز وجود دارند كه ايجاد يك كتابخانة ديجيتالي را مستلزم دسترسي به متن كامل[9] منابع اطلاعاتي در قالب كامپيوتري دانسته‌اند و اين اطلاعات  مي‌تواند تنها به نوشتاري نباشند (8، ص 23).

      دي‌گان و تَنِر[10] در كتاب" آيندة دنياي ديجيتالي: راهبردهاي براي عصر اطلاعات[11]" با بررسي تعاريف مختلف، ويژگي‌هاي زير را براي يك كتابخانة ديجيتالي برشمرده‌اند (6، ص 22).

- يك كتابخانة ديجيتالي، مجموعه‌اي از اطلاعات سازماندهي شده در قالب ديجيتال است؛

- اطلاعات ديجيتالي بايد مبتني بر اصول مجموعه‌سازي، گردآوري يا توليد شده باشند؛

- اطلاعات ديجيتالي، بايد به صورت منسجم و مناسبي نظير ديگر منابع اطلاعاتي در كتابخانه‌ها  توسط استفاده كنندگان قابل دسترس و بازيابي باشند؛

- اطلاعات ديجيتالي، بايد در مدت زمان طولاني به عنوان منابع اطلاعاتي پايدار قابل دسترس باشند؛

    اِسلوان[12]، عقيده دارد كه بر خلاف تصورات احتمالي در مورد اينكه نقش خدمات سنتي كتابخانه‌هاي فيزيكي و نيروي انساني (كتابداران) در محيط كتابخانه‌هاي ديجيتالي غير ضروري يا اضافي است، تاكيد مي‌كند كه فناوري و منابع اطلاعاتي (ديجيتال) تنها خود نمي‌توانند منجر به بوجود آمدن يك كتابخانة ديجيتال كارآمد شوند (15، ص 118).

    نتيجه يك مطالعه بر روي كتابخانه‌هاي ديجيتالي موجود نشان مي‌دهد كه وظايف اولويت‌بندي شده‌اي كه كتابداران در ادارة كتابخانه‌هاي ديجيتالي دارند، شامل سازماندهي (فهرست نويسي و نمايه‌سازي)، انتخاب و سفارش و طراحي واسط جستجو است. اين تحقيق همچنين مهمترين دلايل ايجاد و توسعة كتابخانه‌‌هاي ديجيتالي را افزايش دسترسي به اطلاعات، ارائه خدمات به استفاده كنندگان نهايي و سازماندهي اطلاعات الكترونيكي كه به صورت نامنظمي قابل دسترس هستند، مورد شناسايي قرار داده است (10، ص 247).

 

 

3. ديدگاه‌ها و نظريه‌هاي مرتبط با مفهوم كتابخانة ديجيتالي

با بررسي متون و مقالات مرتبط با مفهوم كتابخانة ديجيتالي، مي‌توان 2 ديدگاه تخصصي را در تعاريف ارائه شده در خصوص كتابخانه‌هاي ديجيتالي به وضوح مشاهده كرد كه مرتبط با حوزة كتابداري و اطلاع‌رساني و نيز علوم كامپيوتر است:

1.3. ديدگاه محققان علوم كامپيوتر: كتابخانة ديجيتالي به عنوان پايگاه و نظام بازيابي اطلاعات

    در اغلب تعاريف ارائه شده از سوي محققان حوزة علوم كامپيوتر، يك كتابخانة ديجيتال نظامي است كه به جامعه‌اي از استفاده كنندگان امكان دسترسي منسجم به مجموعه‌اي گسترده از اطلاعات و دانش سازماندهي شده را مي‌دهد (13). در بسياري از تعاريف ارائه شده توسط محققان علوم كامپيوتر يك كتابخانة ديجيتالي به عنوان يك پايگاه اطلاعاتي و نظام بازيابي اطلاعات به شمار آمده است. به تعبير ديگر، اين محققان اغلب كتابخانه‌هاي ديجيتالي را مجموعه‌اي از منابع اطلاعاتي الكترونيكي و امكانات فني مرتبط با آنها براي توليد، جستجو و استفاده از اطلاعات تعريف نموده‌اند.

    از اين لحاظ كتابخانه‌هاي ديجيتالي را مي‌توان نمونة گسترش يافته و تقويت شده نظام‌هاي ذخيره و بازيابي اطلاعات به شمار آورد كه امكان تغيير داده‌هاي ديجيتالي را در قالب‌هاي مختلف (متن، صوت، تصوير، ويديو و غيره) مي‌دهند و در محيط شبكه‌هاي اطلاعاتي قابل دسترس مي‌باشند. محتواي چنين كتابخانه‌هايي را داده‌ها و اَبَر داده‌ها (اَبَر داده‌هاي توصيفي كه به توصيف جنبه‌هاي محتوايي داده‌ها مي‌پردازند و اَبَر داده‌هايي كه پيوندها يا ارتباطات ميان داده‌ها يا اَبَر داده‌هاي ديگر را در داخل يا خارج از كتابخانة ديجيتالي برقرار مي‌كنند)، تشكيل مي‌دهند (3، ص 415).

    چه بسا، اصطلاح كتابخانة ديجيتالي به عنوان واژه‌اي كه دلالت بر مجموعه‌هاي ديجيتالي دارد و از طريق آن قرار است قابليت‌ها و امكانات بيشتري نسبت به اصطلاحاتي نظير پايگاه‌هاي اطلاعاتي يا نظام‌هاي بازيابي اطلاعات ارائه شود، توسط محققان علوم كامپيوتر بكار رفته باشد. براي مثال، گستر ده‌گي حجم اطلاعات موجود در برخي از پايگاه‌هاي اطلاعاتي تمام متن نظير پايگاه‌هاي اطلاعاتي مجلات تمام متن ممكن است انگيزة (يا وسوسه) اصلي براي بكارگيري اصطلاحي ديگر باشد، تا به اين ترتيب بتوان ارزش اينگونه پايگاه‌هاي اطلاعاتي را از لحاظ تمام متن بودن، نسبت به پايگاه‌هاي اطلاعاتي كتابشناختي بيشتر برجسته ساخت. حال آنكه چنين بستري تنها مي‌تواند به عنوان بخش محدودي از يك كتابخانة ديجيتالي محسوب شود و بيشتر به عنوان يك پايگاه اطلاعاتي تمام متن يا كتابشناختي مطرح است. در حقيقت،  هر فرد حقيقي يا حقوقي مي‌تواند در هر كجا و هر زماني با پرداخت هزينه اشتراك چنين پايگاه هاي اطلاعاتي به سرعت به آن دسترسي پيدا كند.

    آرمز در كتاب كتابخانه‌هاي ديجيتالي[13] چنين تعريفي را از يك كتابخانة ديجيتالي ارائه داده است: "مجموعه‌اي نظامند از اطلاعات همراه با خدمات مربوطه كه در آن اطلاعات در قالب‌هاي ديجيتالي ذخيره گرديده و از طريق شبكه قابل دسترس است ... كتابخانه‌هاي ديجيتالي مجموعه‌هاي گوناگوني از اطلاعات را براي استفاده كاربران در بردارند. كتابخانه‌هاي ديجيتالي از نظر اندازه از كوچك تا عظيم گسترش دارند ... در بعضي از جنبه‌ها، كتابخانه‌هاي ديجيتالي و كتابخانه‌هاي سنتي بسيار متفاوتند، با اين حال از جنبه‌هاي ديگر در حد قابل توجهي مشابهت دارند (1، ص4-5). در كتاب كتابخانه‌هاي ديجيتالي كاربردي[14]، يك كتابخانة ديجيتالي به عنوان مجموعه‌اي از اطلاعات سازماندهي شده در قالب ديجيتال تعريف شده است (11).  اينگونه تعاريف را مي‌توان به عنوان نمونه‌هايي از رويكرد محققان علوم كامپيوتر از يك كتابخانة ديجيتالي مورد توجه قرار داد. اگرچه، چنين رويكردي در ميان محققان كامپيوتر بيشتر به چشم مي‌خورد، اما اين به اين معنا نيست كه محققان ساير حوزه‌ها حتي كتابداري و اطلاع‌رساني نيز چنين ديدگاهي نداشته باشند. همان طوري كه مشاهده مي‌شود در تعاريف فوق، اشاره‌اي به استفاده كنندگان نهايي،  نيازهاي اطلاعاتي آنها و فرايند انتخاب و گردآوري اطلاعات مبتني بر اصول كتابداري  نشده است و از اين لحاظ تعاريف فوق تفاوتي ميان يك كتابخانة ديجيتالي و يك پايگاه اطلاعاتي يا نظام بازيابي اطلاعات قائل نشده‌اند.

 

2.3.            ديدگاه محققان علوم كتابداري و اطلاع‌رساني: كتابخانة ديجيتالي به عنوان سازمان و خدمات

با بررسي تعاريف ارائه شده توسط محققان علوم كتابداري و اطلاع‌رساني مي‌توان اين طور استنباط كرد كه ديدگاه آنها نسبت به كتابخانة ديجيتالي فراتر از صرفاً ايجاد يك پايگاه اطلاعاتي يا نظام بازيابي اطلاعات است و در آن عناصر ديگري شامل نياز اطلاعاتي، جامعه استفاده كنندگان نهايي، مالكيت معنوي و دسترس پذيري به اطلاعات نقش اساسي دارند.

    بورگمن،  به عنوان يكي از شناخته‌ شده‌ترين نظريه‌پردازان حوزة كتابداري و اطلاع‌رساني در زمينه مفهوم كتابخانة ديجيتالي، اين‌گونه به تشريح مفهوم كتابخانه‌هاي ديجيتالي پرداخته است:

"كتابخانه‌هاي ديجيتالي توسطِ {و براي}  جامعه‌اي از استفاده كنندگان  از طريق فرايند گردآوري و سازماندهي اطلاعات و مبتني بر نيازهاي اطلاعاتي و استفاده‌هاي آنها ايجاد مي‌شوند. آنها بخشي از جامعه‌اي هستند كه در آن افراد و گروه‌ها با يكديگر به تعامل مي پردازند و از داده‌ها، اطلاعات، منابع دانش  و نظام‌هاي دانش مدار استفاده مي‌كنند. از اين لحاظ كتابخانه‌هاي ديجيتالي نمونة توسعه يافته، تقويت شده و يكپارچه از نهادها و مراكز اطلاعرساني در محيط‌هاي فيزيكي هستند كه در آنها مبتني بر نيازهاي اطلاعاتي استفاده كنندگان، منابع اطلاعاتي انتخاب، گردآوري، سازماندهي، حفاظت، نگهداري مي‌شوند و در دسترس قرار ميگيرند. چنين نهادها و موسساتي مي‌توانند در ديگر كتابخانه‌ها، موزه‌ها، آرشيوها، دانشگاه‌ها و غيره نيز وجود داشته باشند كه خود تنها به جامعه مشخصي از استفاده كنندگان خدمات ارائه مي‌دهند. اما كتابخانه‌هاي ديجيتالي  طيف گسترده‌تري از استفاده كنندگان را در مدارس، ادارات، خانه‌ها و مكان‌هاي عمومي و غيره مخاطب قرار مي‌دهند" (3، ص 415-416).

    شوآرتز، با بررسي تعاريف ارائه شده در مقالات و نيز اهداف پيشنهاده‌هاي تحقيقاتي[15]، ويژگي‌هاي اصلي يك كتابخانة ديجيتالي را اينگونه تعريف كرده است كه به گونه‌اي مي‌توان آن را با ديدگاههاي كتابداران در ارائه خدمات كتابداري و اطلاع رساني نزديك دانست (14، ص 385).

 يك كتابخانة ديجيتال بايد:

·       قادر به ارائة خدمات  به يك جامعة مشخص از استفاده كنندگان يا مجموعه‌اي از آنها باشد؛

·       مبتني بر يك ساختار سازماني منطقي و يكپارچه بنيان نهاده شده باشد؛

·       امكان يادگيري و نيز دسترسي به منابع اطلاعاتي را فراهم سازد؛

·       از نيروي انساني (كتابداران) و فناوريها براي ارائه خدمات استفاده نمايد؛

·       امكان دسترسي سريع و موثر را به منابع اطلاعاتي فراهم سازد؛

·       امكان دسترسي رايگان (براي جامعه‌اي از استفاده كننده‌گان)  را فراهم سازد؛

·       بر مالكيت و كنترل منابع خود تسلط داشته باشد؛

 

     يكي از پر‌ استنادترين تعاريف در حوزة كتابداري و اطلاع‌رساني كه از سوي سازمان‌ها و نهادهاي علمي و تخصصي ارائه شده است، متعلق به فدراسيون كتابخانه‌هاي ديجيتالي[16]  است.  اين فدراسيون بين‌المللي با هدف توسعة ساختاري و محتوايي كتابخانه‌هاي ديجيتالي در سراسر جهان و مطالعه و بررسي جنبه‌هاي مختلف آن تاسيس شده است و از اين لحاظ يكي از مهمترين و معتبرترين نهادهاي بين‌المللي است. فدراسيون كتابخانه‌هاي ديجيتالي چنين تعريفي را از كتابخانة ديجيتالي ارائه داده است:

"كتابخانه‌هاي ديجيتالي سازمان‌هايي هستند كه در آن كاركنان متخصص به انتخاب‏، سازماندهي و كمك براي دسترسي فكري  به منابع اطلاعاتي مي پردازند و در آن فرايند تفسير‏، توزيع‏، حفاظت از يكپارچگي اطلاعات ديجيتال و نيز اطمينان از وجود مجموعه‌اي  از آثار ديجيتال در مدت زمان طولاني مورد توجه قرار ميگيرد تا از اين طريق بتوان منابع اطلاعاتي ديجيتال را با سرعت و به صورت اقتصادي براي استفادة  يك جامعه يا مجموعه‌اي از جوامع در دسترس قرار داد" (7).

 

    اين تعريف ابعاد مختلفي از كتابخانة ديجيتال را به عنوان يك سازمان مورد توجه قرار داده است. در اين تعريف بر عناصري همچون نيروي انساني متخصص (كتابداران)‌؛ انتخاب منابع اطلاعاتي؛ سازماندهي اطلاعات؛ ارزيابي، اشاعه و حفاظت از اطلاعات؛ جنبه‌هاي اقتصادي  و از همه مهمتر جامعه استفاده كنندگان تاكيد شده است. در واقع، ديدگاه ارائه شده در اين تعريف، بسيار فراتر از در نظر گرفتن كتابخانة ديجيتالي به عنوان يك نظام بازيابي اطلاعات پيشرفته ( براي مثال، گردآوري مجموعه‌اي از پايگاه‌هاي اطلاعاتي كتابشناختي و تمام متن) است كه در اغلب تعاريف ارائه شده از سوي محققان علوم كامپيوتر نشانه‌هايي از آن ديده مي شود. به عبارت ديگر، با توجه به تعريف فوق مي‌توان اين طور استنباط كرد كه يك كتابخانة ديجيتالي چيزي جز همان خدمات و عملكردهايي نيست كه كتابخانه‌هاي سنتي مي‌بايست در محيط ديجيتالي ارائه دهند و اين تعريف با تعاريف ارائه شده از سوي محققان علوم كتابداري و اطلاع‌رساني مشابهت زيادي دارد.

 

4. كتابخانة ديجيتالي، الكترونيكي يا مجازي

    علاوه بر اختلاف نظراتي كه بر سر مفهوم كتابخانة ديجيتالي وجود دارد ، ابهاماتي نيز در ارتباط با تفاوت ميان اصطلاح كتابخانة‌ ديجيتالي با اصطلاحات مرتبط ديگر شامل كتابخانة‌ الكترونيكي[17]، كتابخانة مجازي[18] و كتابخانة دوجهي[19]  مشاهده مي‌شود. در واقع، اين سئوال مطرح است كه آيا تمامي اصطلاحات فوق دلالت بر مفاهيم يكساني دارند، يا با يكديگر اختلاف دارند. به طور كلي رويكرد متن پژوهي در متون كتابداري و اطلاع رساني از يك سو و منابع كنترل واژگان نظير اصطلاحنامه‌ و سر عنوان‌ موضوعي نشان داد كه تفاوت بنيادي ميان مفاهيم مذكور را نمي‌توان يافت. به تعبير ديگر مي توان گفت در اغلب متون كتابداري و اطلاع‌رساني اين اصطلاحات بجاي يكديگر به كار رفته‌اند.

 

      يك برداشت كلي از بررسي مدخل‌هاي سر عنوان موضوعي كتابخانة كنگره و اصطلاحنامة انجمن اطلاع رساني آمريكا اين است كه تفاوت مفهومي ميان اصطلاحات كتابخانة ديجيتالي و كتابخانة الكترونيكي وجود ندارد، اما تفاوتِ ميان اصطلاحات كتابخانه‌هاي ديجيتالي و  كتابخانه‌هاي مجازي قابل بحث است.

 

5. محتواي كتابخانه‌هاي ديجيتالي

       با بررسي تعاريف مختلف مي‌توان دريافت كه كتابخانه‌هاي ديجيتالي مي‌توانند انواع مختلفي از اطلاعات و خدمات اطلاع‌رساني را در بر داشته باشند.

     بخش مهمي از مجموعة كتابخانه‌هاي ديجيتالي، نمونه‌هاي الكترونيكي منابع چاپي يا غير چاپي موجود در كتابخانه هستند كه مي‌توانند كتاب‌ها، مجلات و منابع ديداري و شنيداري، نسخ خطي، نقشه‌ها و غيره مورد نياز استفاده كنندگان نهايي را شامل شوند. در واقع، اين كتابخانه‌ها هستند كه خود به توليد محتوا و ديجيتالي كردن منابع اطلاعاتي اقدام مي‌كنند

           بخش ديگري از محتواي كتابخانه‌هاي ديجيتالي را مي‌توانند منابع اطلاعاتي در محيط اينترنت تامين كنند. به اين ترتيب، كتابخانه‌هاي مي‌توانند به شناسايي، ارزيابي كيفي، سازماندهي و فهرست‌نويسي منابع اطلاعاتي در اينترنت بپردازند. گردآوري اين گونه منابع اطلاعاتي در اينترنت از اين لحاظ اهميت دارد كه برخي از منابع اطلاعاتي در محيط اينترنت منحصر به فرد بوده و داراي نمونة چاپي نيستند و يا داراي ارزش‌هاي افزوده‌اي هستند كه نمونه‌هاي چاپي آنها اين ويژگي را ندارند.

    يكي ديگر از مجموعه‌هاي مهم كتابخانه‌هاي ديجيتالي، پايگاه‌هاي اطلاعاتي و مجموعة متن كامل مجلات علمي و تخصصي هستند كه هم اينك بخش عمده‌اي از آنها به صورت تجاري توسط ناشران و عرضه كنندگان اين گونه خدمات و محصولات قابل دسترس هستند. براي مثال، پايگاههاي اطلاعاتي مجلات علمي و تخصصي اِلزيوير ساينس[20]، اِبسكو[21]، اِمِرالد[22] و جان‌وايلي[23] مي‌توانند بخش مهمي از منابع علمي مورد نياز محققان را در يك كتابخانة ديجيتالي به منظور دسترسي به متن كامل مجلات در زمينه‌هاي تخصصي مختلف تامين كنند.

    در اين وادي، اين سئوال اغلب مطرح مي‌شود كه پايگاه‌هاي اطلاعاتي فوق كه حاوي صدها نشريه علمي و تخصصي تمام متن يا كتابشناختي هستند را مي‌توان به خودي خود مصداقي از يك كتابخانة ديجيتالي به شمار آورد. در برخي از تعاريف ارائه شده توسط محققان علوم كامپيوتر، چنين تمايلي و ديدگاهي مبتني بر به شمار آوردن اينگونه خدمات و پايگاه‌ها به عنوان يك كتابخانة ديجيتالي، مي‌توان مشاهده كرد*. اما مبتني بر تعاريف ارائه شده توسط كتابداران كه يك كتابخانة ديجيتالي را سازمان به شمار مي‌آورند، نمي‌توان اينگونه خدمات را به تنهايي يك كتابخانة ديجيتالي محسوب كرد، اما در صورتي كه كتابخانه‌ها اين خدمات را مبتني بر نيازهاي اطلاعاتي استفاده كنندگان خود مشترك شده باشند، مي‌توانند به عنوان بخش مهمي از يك كتابخانة ديجيتالي مطرح باشند. به عبارت ديگر، اگرچه ممكن است دسترسي به متن كامل صدها مجله علمي و تخصصي و حوزه‌هاي مختلف براي استفاده كنندگان از يك كتابخانة دانشگاهي بسيار با ارزش و با اهميت باشد، اما در يك كتابخانة عمومي كه استفاده كنندگان نيازهاي اطلاعاتي ديگري نيز دارند، از ارزش كمتري برخوردار هستند. اگر يك كتابخانة ديجيتالي نتواند مبتني بر نيازهاي اطلاعاتي استفاده كنندگان خود به انتخاب، گردآوري و سازماندهي منابع اطلاعاتي در قالب ديجيتالي بپردازد و صرفاً از الگوهاي از پيش تعريف شده‌اي كه اغلب ناشران بزرگ آنها را ديكته مي‌كنند، استفاده نمايد، به وظيفه اصلي خود يعني مجموعه‌سازي مبتني بر نيازهاي اطلاعاتي استفاده كنندگان عمل نكرده‌اند. به تعبير ديگر، هر فرد حقيقي يا حقوقي تنها با پرداخت حق اشتراك پايگاه‌ها و خدمات فوق مي‌تواند در مدت زمان بسيار كوتاهي مدعي ايجاد و راه اندازي يك كتابخانة ديجيتالي شود.

    نكتة ظريف ديگر اينكه در تعريف فدراسيون كتابخانة ديجيتالي از يك كتابخانة ديجيتالي به" اطمينان از وجود مجموعه‌اي  از آثار ديجيتال در مدت زمان طولاني" تاكيد شده است. همچنين، در برخي از تعاريف ارائه شده توسط محققان علوم كتابداري، به تسلط كتابخانه‌هاي ديجيتالي بر مالكيت و كنترل منابع ديجيتالي خود اشاره شده است. از اين رو، فرض كنيد كتابخانه‌اي كه امروز به واسطة اشتراك پايگاه‌ها و خدمات تجاري (نظير خدمات رُزنِت در ايران) مدعي راه‌اندازي و اشتراك يك كتابخانة ديجيتالي شده است،  در آيندة نزديك ممكن است به دلايل مختلف نظير كسر بودجه در تمديد اشتراك پايگاه‌هاي اطلاعاتي مذكور و غيره نتواند اشتراك خود را تمديد كند و به اين ترتيب اينگونه منابع اطلاعاتي غير قابل دسترس خواهد بود.  بنا بر اين، اين موضوع از اهميت بسزايي برخوردار است كه كتابخانه‌ها خود بتوانند به توليد و ديجيتالي كردن بخش گسترده‌اي از منابع اطلاعاتي مورد نياز استفاده كنندگان بپردازند تا از طريق بتوانند دسترس پذير بودن منابع ديجيتالي را در مدت زمان طولاني تضمين كرده و بر مالكيت منابع ديجيتالي خود تسلط داشته باشند.

 

نتيجه گيري

    اين موضوع مورد توافق همگان است كه شرط لازم براي مديريت بر يك پديده، درك و شناخت ابعاد، ويژگي‌هاي و عملكردهاي مورد انتظار از آن است. در واقع يك مدير بدون داشتن آگاهي و اطلاع كافي از جنبه‌هاي مختلف يك موضوع نخواهد توانست به اداره و مديريت صحيح آن بپردازد.

    اين مقاله تا حدودي نشان داد كه مقوله كتابخانه‌هاي ديجيتالي كه امروزه در هر كجا به ويژه در متون و محافل كتابداري و اطلاع رساني به چشم مي‌خورد، با بحران معرفت‌شناختي روبرو است كه بر جنبه‌هاي مديريتي آن تاثير گذار است. هم اينك تعدادي از وزارتخانه‌ها، سازمان‌هاي دولتي و خصوصي و ديگر نهادها در حال طراحي كتابخانه‌هاي ديجيتالي خود هستند و تعداد بيشماري ديگر در حال بحث و گفتگو براي اجراي چنين بستري هستند. همان طوري كه در غرب تجربه شده است، اختصاص بودجه‌هاي دولتي يكي از مهمترين دلايل پرداختن به موضوع كتابخانه‌هاي ديجيتالي بوده است. در كشور ما نيز ظاهراً بودجه چند ده ميليارد توماني تكفا نيز به اندازه كافي وسوسه يا انگيزة واقعي ايجاد چنين بستري را در برخي از وزارتخانه‌ها، دانشگاهها، سازمانهاي دولتي و غيره ايجاد كرده است.البته، برخي از دانشگاهها  برخي از دانشگاه‌ها با اشتراك مجموعه‌اي از پايگاه‌هاي كتابشناختي و تمام متن مدعي بوجود آوردن چنين بستري شده‌اند كه خود جاي بحث و تامل بسيار دارد.

     با اين فرض كه سازمان‌ها و نهادهاي مختلف در سالهاي آتي به طراحي و توسعه كتابخانه‌هاي ديجيتالي بپردازند، مقوله مهم ديگري نيز به ضرورت به ميان مي‌آيد كه به طور مستقيم به "مديريت" چنين مجموعه‌هاي الكترونيكي ارتباط دارد.  در اينجا مجددا سئوالاتي كه در ابتداي اين مقاله مطرح شدند را مي‌توان مورد بحث قرار داد.

چگونه مي‌توان بر پديده‌اي تحت عنوان كتابخانه‌هاي ديجيتالي كه هنوز ماهيت و عملكردهاي مورد انتظار از آن مشخص نيست، مديريت كرد؟ ارائه پاسخي مناسب به اين سئوال، نه تنها در كشور ما، بلكه در سراسر جهان دشوار است؛ زيرا هنوز ماهيت و عملكردهاي مورد انتظار از كتابخانه‌هاي ديجيتالي با ابهامات اساسي روبرو است و در اين مقاله نيز اختلاف نظرات ميان محققان حوزه كتابداري و اطلاع‌رساني و علوم كامپيوتر تا حدودي نمايان شد.

با اين وجود با ديدگاهي كتابدارانه مي‌توان گفت مديريت كتابخانه هاي ديجيتالي تقريبا چيزي فراتر از مديريت كتابخانه‌هاي سنتي نيست. اين دانش مديريتي كه طي ساليان متمادي از طريق تجارب بدست آمده توسط كتابداران در سراسر جهان بدست آمده است، احتمالا به صورت گسترده‌اي در محيط ديجيتالي نيز كاربرد خواهد داشت. مديريت بخشهاي مختلف كتابخانه‌هاي سنتي نظير سازماندهي، مجموعه‌سازي و فرآْهم آوري، مرجع و اشاعه اطلاعات و غيره هم اينك نيز در محيط ديجيتالي كاربرد دارند. براي مثال، سازماندهي و فهرست نويسي منابع اينترنتي، انتخاب و ارزيابي منابع اطلاعاتي در اينترنت توسط كتابداران، طراحي راهنماهاي موضوعي و وب‌شناسي‌ها به منظور راهنماي استفاده كنندگان به منابع اطلاعاتي ارزشمند در اينترنت همه و همه از دانش سنتي كتابداران در طي ساليان متمادي نشات مي‌گيرد. شايد به همين منظور است كه در برخي از دانشگاه‌هاي آمريكا ( نظير دانشگاه هاوايي) واحد درسي تحت عنوان كتابداري ديجيتالي[24]  تدريس مي‌شود تا كتابداران را با مهارتهاي نويني براي اداره كتابخانه‌هاي ديجيتالي آشنا سازند.

البته در اين ميان تنها دانش سنتي كتابداري و اطلاع‌رساني براي اداره و مديريت كتابخانه‌هاي ديجيتالي كافي به نظر نمي‌رسد؛ زيرا چه از لحاظ ساختاري و محتوايي عناصر نويني به خدمات كتابداري و اطلاع‌رساني سنتي افزوده شده است و مديران اينگونه مجموعه‌ها بايد از اين دانش نيز برخوردار باشند.

     نقطه نظر نهايي اين مقاله با ديدگاهي كتابدارانه اين است كه يك كتابخانة ديجيتالي يك سازمان با وظايف و ماموريت‌هاي مشابه كتابخانه‌هاي سنتي است. منابع موجود در يك كتابخانة ديجيتالي بايد مبتني بر اصول مجموعه‌سازي و در نظر گرفتن نياز جامعه مخاطب گردآوري شود با نگاهي كتابدارانه كه كتابخانة ديجيتال را يك سازمان با خدمات و اهداف كتابخانه‌هاي سنتي مي‌پندارد، هنگامي مي‌توان بر آن مديريت علمي و منطقي كرد كه سياست‌هاي اطلاع‌رساني، خدمات و عملكردهاي مورد انتظار از يك كتابخانة در محيط غير ديجيتالي به صورت سازمان يافته جايگاه خود را بدست آورده باشد. در غير اين صورت، ديدگاه مديريتي ما نيز با ديدگاه متخصصان علوم كامپيوتر كه كتابخانة ديجيتالي را يك پايگاه اطلاعاتي يا نظام ذخيره و بازيابي اطلاعات پيشرفته تلقي مي‌كنند، تفاوتي نخواهد داشت.

 


 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 20:15  توسط سیده زینب پژومان | 
علامه بزرگوار «حضرت آية الله حاج سيد عبدالعزيز طباطبائى يزدى قدس سره»، يكى از مفاخر دانشمندان شيعه در كتابشناسى، نسخه شناسى، تاريخ، رجال و تراجم به شمار ميرود. تضلع و چيرگى وى در علوم تخصصى خود به حدى بود كه عنوان «محقق طباطبائى» را در محافل و مجامع علمى به خود اختصاص داد.



محقق طباطبائى داراى كتابخانه بسيار نفيس و كم نظيرى بودند كه محصول يك عمر تلاش و پژوهش پيگير ايشان در زمينه ميراث مكتوب اسلامى و علوم و معارف اهل بيت عليهم السلام بود. تعدادى از كتابهاى اين كتابخانه ناياب و برخى ديگر كمياب بوده و بدين جهت توجه بسيارى از محققان و پژوهشگران اين علوم را به خود جلب كرده بود.

با توجه به ويژگى اخلاقى محقق طباطبائى، اخلاص و علاقه ايشان به اهل بيت عليهم السلام و استقبال بى وقفه وى از محققان و كمك و راهنمايى آنان، درب كتابخانه شخصى وى، شبانه روز براى محققان و طالبان علم باز بود و بسيارى از آنان از اين كتابخانه بهره فراوانى بردند.

يكى از مؤسساتى كه بيشترين ارتباط علمى را با محقق طباطبائى داشتند، مؤسسه آل البيت عليهم السلام در قم بود. ايشان نسبت به اين مؤسسه اهميت و ارزش خاصى قائل بودند، و از هنگام تأسيس آن با توجه به ارتباط ديرينه اى كه بين ايشان و بيت شهرستانى و مدير محترم آن، حجة الاسلام والمسلمين سيد جواد شهرستانى برقرار بود، همكارى هاى فراوانى با آن مؤسسه داشتند و از هيچ كوششى در راستاى فعاليت آن مؤسسه و احياى فرهنگ مكتوب شيعه دريغ نمى ورزيدند.

از اين روى پس از فوت مرحوم محقق طباطبائى، بنا بر ويژگى هاى كتابخانه شخصى ايشان و توجه علاقمندان اهل قلم به مراجعه به اين كتابها، جناب آقاى شهرستانى، نيز به پاس خدمات علمى محقق طباطبائى و توجه آن مرحوم به گسترش كتابخانه هاى تخصصى و مراكز و مؤسسات تحقيقاتى با در ميان نهادن طرحى براى احياء كتابخانه شخصى ايشان، با فرزندان آن مرحوم و موافقت و همكارى آنان محل مناسبى براى كتابخانه در مركز شهر قم در نظر گرفته و كتابخانه عمومى تخصصى در زمينه كتابشناسى و پژوهش هاى نسخ خطى و تراجم و رجال، با عنوان «كتابخانه محقق طباطبائى» بنياد نهادند. اين كتابخانه، از سال 1375 هجرى شمسى، فعاليت رسمى خود را آغاز كرد و تا كنون توانسته است با در اختيار گذاشتن منابع تحقيقاتى در اختيار پژوهشگران و مراجعه كنندگان در سطوح مختلف، گامى در راستاى اهداف مرحوم محقق طباطبائى بردارد.



بخش هاى كتابخانه:

الف ـ مخزن كتابهاى چاپى: كتابخانه محقق طباطبائى داراى بيش از هشت هزار جلد كتاب چاپى به زبان عربى و فارسى در زمينه هاى مختلف علوم مانند علوم قرآن و تفسير، تاريخ، تراجم و رجال، حديث، فقه، اصول، ادبيات، كتابشناسى و فهارس نسخ خطى ميباشد.

بخش عمده اى از اين كتابها آن كتابهايى را تشكيل ميدهند كه در زمينه تخصصى محقق طباطبائى بوده و منابع آثار ايشان را تشكيل ميدهند، يعنى كتابشناسى و تراجم و حديث و اغلب اين كتابها به زبان عربى ميباشند.

خصوصيات اين كتابها كه سبب شده است اين كتابخانه را از كتابخانه هاى كوچك و بزرگ ديگر ممتاز كند و اعتبار علمى كتابخانه را افزايش دهند عبارتند از: 1ـ محل نشر و چاپ بسيارى از آنها در كشورهاى خارجى مانند لبنان، سوريه، عربستان، مصر، يمن، تركيه، هند، آلمان و ... ميباشد. 2ـ تاريخ چاپ تعداد زيادى از آنها قديم و از اين رو كمياب ميباشند. 3ـ بيشتر كتابهاى حديثى، رجالى، فهارس نسخ خطى و كتابشناسى ها لبريز از حواشى و تعليقات دقيق و سودمند آن مرحوم مى باشند. همچنين ايشان فهرستگونه اى از مطالب عمده و قابل تأمل درباره تاريخ اسلام و تشيع و معصومين سلام الله عليهم در برگ اول هر كتاب يادداشت نموده است تا پژوهشگران تاريخ تشيع بتوانند به آسانى از آن بهره گيرند.


ب ـ بخش نسخ عكسى: محقق طباطبائى در طى سفرهاى خود در راستاى احياى متون كهن اسلامى، به اقصى نقاط جهان، از جمله سفرهاى متعدد به تركيه، سوريه، عربستان، انگلستان، آمريكا و... با مراجعه به كتابخانه هاى آنها و يا به سفارش دوستان از كتابخانه هايى همچون: كتابخانه احمد ثالث، اياصوفيا، لاله لى، كوپريلى، فيض الله افندى، ولى الدين جارالله و قليچ على پاشا در تركيه، كتابخانه هاى موزه بريتانيا و بادليان آكسفورد و موزه هند در انگلستان، كتابخانه ظاهريه دمشق، كتابخانه دانشگاه رياض عربستان، كتابخانه بلديه اسكندريه در مصر، كتابخانه جامع كبير صنعاء در يمن، كتابخانه چستربيتى در ايرلند، كتابخانه ملى پاريس، كتابخانه فاطريه لكهنو، كتابخانه آصفيه در حيدرآباد دكن و تحقيق فراوان در دست نوشته هاى موجود در آن كتابخانه ها، پس از دستيابى به نسخه هاى ارزشمند اين كتابخانه ها، از آنها عكسبردارى كرده و جهت استفاده خود و محققين ديگر به ايران آورده اند، تعداد اين نسخه ها در كتابخانه ايشان به 320 نسخه ميرسد.



ج ـ بخش ميكروفيلم ها: اين بخش نيز به همان ترتيبى كه در بخش نسخ عكسى شرح داده شد، طى تلاش پى گير محقق طباطبائى از كتابخانه هاى مختلف جمع آورى شده است و حاوى حدود سيصد حلقه ميكروفيلم ميباشد. بسيارى از ميكروفيلم هاى موجود در كتابخانه حاوى مجموعه اى از نسخه هاى خطى است و بنابراين تعداد عناوين موجود در اين بخش به 700 عنوان ميرسد.

كتابخانه محقق طباطبائى توانسته است با پياده كردن ميكروفيلم ها به شكل نسخه هاى عكسى، و تهيه فهرست تفصيلى از اين ميكروفيلم ها، دسترسى به اين منابع را براى محققان آسانتر كند. فهرست اين بخش، در انتهاى جلد سوم يادنامه محقق طباطبائى (المحقق الطباطبائي في ذكراه السنوية الأولى) به قلم آقاى محمود طيار مراغى منتشر شده است.


د ـ بخش تحقيق و احياء آثار محقق طباطبائى: اين بخش از كتابخانه با بهره گيرى از محققين و فرهيختگان عالم كتابشناسى و رجال، در راستاى احياء دستنوشته ها و يادداشتهاى مرحوم محقق طباطبائى ميكوشد تا با آماده سازى و تصحيح و تكميل آثار به جاى مانده از آن دانشمند بزرگ، محصول يك عمر تلاش بى وقفه و پژوهش دقيق و علمى آن بزرگوار را منتشر ساخته و به دنياى تحقيقات اسلامى ارائه كند. فهرستى از آثار بر جاى مانده ايشان در بخش آثار در اين سايت ارائه شده و اميد است همه اين آثار و يادداشتهاى گوناگونى كه از ايشان در دفاتر مختلف بر جاى مانده است با موضوعبندى و دسته بندى علمى، به صورت كتاب منتشر شوند.



ج ـ بانك اطلاعاتى كتابخانه: اين بخش از كتابخانه با بنيان گذارى يك ديتابيس (بانك اطلاعاتى) دقيق و پيشرفته و با استفاده از فناورى كامپيوترى در جهت مديريت اطلاعات، ميكوشد تا ميراث بر جاى مانده از آن مرحوم را (شامل فيش هاى تحقيقاتى مستدرك الذريعه ـ كتابهاى تحقيقى و تصحيحات متون كهن، يادداشتهاى پراكنده و تعليقات و حواشى بر كتابهاى كتابخانه) را به صورت ركوردهاى اطلاعاتى ثبت كند تا به صورت آنلاين و بر روى لوح فشرده در اختيار عموم محققان قرار گيرد. اميد است اين بانك، در آينده اى نزديك بر روى همين سايت عرضه شود.


سيستم كتابخانه به صورت باز بوده و با مديريت فرزند آن مرحوم، حجة الاسلام و المسلمين سيد على طباطبائى يزدى در دو شيفت صبح و بعد از ظهر آماده استقبال از محققين و پژوهشگران علوم اسلامى مى باشد.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 20:10  توسط سیده زینب پژومان | 

مدير كل فرهنگ و ارشاد اسلامي در طي جلسه انجمن كتابخانه هاي عمومي گفت: كتابخانه هاي عمومي استان اولين كتابخانه در استان در شهر بندرعباس است كه سال 52 تاسيس شده كه در منطقه ششصد دستگاه با عنوان كتابخانه استاد شهيد مطهري است كه اكنون در حال بازسازي مجدد است و آخرين كتابخانه عمومي در استان در سال 83 تاسيس شده است، كتابخانه عمومي فردوسي است كه در فرهنگسراي طوبي واقع است.
به گزارش گروه فرهنگ و انديشه ايلنا ،"دكتر محمود رئوفي" تصريح كرد: در سطح استان ما 36 كتابخانه عمومي داريم كه كل كتاب ها در كتابخانه هاي شهري 170908 هزار جلد و روستايي 105000جلد است و كل اعضاء كتابخانه ها 12549 هزار نفر است كه 9284 هزار نفر اعضاء در شهر ها و 3265 هزار نفر اعضاء روستايي سال 83 هستند كه 98277 هزار جلد كه 70 هزار جلد در شهرها و 28277جلد در روستا ها به امانت گرفته شده است.
وي در ادامه خاطر نشان كرد : ما در3 سال گذ شته عمدتا اعتبارات زيادي را صرف كتا بخانه هاي عمومي كرده ايم.
رئوفي افزود: جلسه انجمن كتابخانه هاي عمومي هر2 ماه يكبار بايد انجام گيرد.
رئيس كتابخانه هاي عمومي كشور و دبير كل نهاد كتابخانه هاي عمومي كشور گفت: اميدوارم با حضور و همفكري اعضاي محترم انجمن باعث افزايش توان فكري و اجرايي مجموعه كتابخانه هاي عمومي باشيم و با بهره گيري از توان مجموعه جايگاه كتابخانه هاي عمومي را ارتقاء دهيم .
وي با اشاره به قانون قبلي كتابخانه هاي عمومي و بحث اختصاص 5 درصد بودجه شهرداري به كتابخانه هاي عمومي اظهارداشت: در قبل از انقلاب شايد چند سال پس از ابلاغ قانون تكليف شهرداري ها بر داشته شد و دولت خود هزينه ها را قبول كرد. اما بعد از انقلاب با توجه به شروع جنگ تحميلي كتابخانه ها درگير مشكلات زيادي شدند.سال 68تا سال 83 يعني در طول برنامه اول تا سوم توسعه، رشد كتابخانه ها خيلي خوب بود. اما مشكلات ديگر كتابخانه ها روبه افزايش بود كه بزرگترين مشكل كمبود نيروي انساني و بحث كتابخانه هاي غير مصوب است. اينها همه زمينه هايي بود كه در قانون جديد پيشنهاد شد و منبع درآمدي جديد غير از شهرداري يعني كمك هاي دولتي تصويب شد كه بايستي به كتابخانه هاي عمومي تعلق بگيرد.
رئوفي گفت: با تركيبي كه در هيات امنا و اعضاء انجمن ايجاد شده است، اميدواريم براي تحول مجموعه گام هاي اساسي برداريم .
وي همچنين در خصوص وضعيت نيروهاي رسمي كتابخانه هاي عمومي اظهارداشت : نيروهاي رسمي شاغل سال 84 مامور مي شوند و از سال 85 اين ماموريت تا پايان خدمت ادامه پيدا مي كند و نيروها به عنوان نيروي دولتي محسوب مي شوند.
وي اظهارداشت:در آيين نامه استخدامي مربوط به كتابداران نيز بحث فوق العاده تخصصي ديده شده كه از 10تا 45 درصد قابل پرداخت است .
رئوفي در ادامه جلسه افزود: با توجه به اينكه ما در استان اماكن تفريحي و توريستي كم داريم، مراجعه به كتابخانه هاي عمومي مطلوب بوده است. چالش مهمي كه پيش روي كتابخانه هاي عمومي هست، يكي مساله مالي و ديگري تجهيز كتابخانه هاست. بسياري از مخزن هاي كتابخانه ها فاقد كولر و وسايل خنك كننده هستند.
در ادامه جلسه اعضاء انجمن كتابخانه هاي عمومي بندرعباس نيز نظرات و پيشنهادات خود را مطرح كردند و سپس در پايان مهندس "درازگيسو" رهنمودهاي لازم در اين زمينه را بيان كرد.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 20:8  توسط سیده زینب پژومان | 

يكي از كتابخانه‌هاي عمومي هلند براي مقابله با نژاد‌پرستي، افرادي از گروه‌هاي اقليت نژادي را همانند كتاب به مشتريان خود قرض مي‌دهد.

به گزارش فارس به نقل از پايگاه اينترنتي «داج ويلز»، كتابخانه‌ عمومي منطقه آسملو در هلند اعلام كرده است: همه‌ شهروندان اين منطقه مي‌توانند با مراجعه به اين كتابخانه و در ازاي پرداخت هزينه‌ قهوه براي يك نفر، يكي از اعضاي گروه اقليت نژادي اين منطقه را به مدت يك ساعت با خود به يك قهوه خانه ببرند و هر سؤالي كه دارند از او بپرسند.

«جان كرول» مدير اين كتابخانه معتقد است كه اگر اين افراد به مدت يك ساعت با يكي از اين اقليت‌هاي نژادي و ديگر اقليت‌ها در محيطي دوستانه كه او را به قهوه دعوت كرده‌اند سخن بگويند ديگر از خود احساسات نژادپرستانه بروز نخواهند داد.

او اعلام كرده است: براي اين خدمات نيازي به كارت كتابخانه نيست و افراد غير از برخوردهاي تند و غير اخلاقي و يا سخنان نژادپرستانه، در انتخاب موضوع سخن خود با افراد ارائه شده از سوي كتابخانه آزاد هستند.

شايان ذكر است: در ميان اقليت‌هايي كه براي ارائه اين خدمات ثبت نام كرده‌اند 2 داوطلب مسلمان نيز مشاهده مي‌شوند كه خواهان مطرح كردن عقايد اسلامي در محيطي آرام هستند تا از نژادپرستي عليه مسلمانان در هلند از اين طريق بكاهند.

پيش از اين كتابخانه سوئدي نيز چنين طرحي را براي كاهش عقايد نژادپرستانه اجرا كرده بوده است.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 19:59  توسط سیده زینب پژومان | 

اولين كتاب ديجيتالي در اختيار علاقه مندان كتاب قرار گرفت

 
مدتی است که بدلیل اشکالی که نمی توانم وارد بلاگفا شوم و روزآمد کنم علت تاخیر مرا ببخشید
شركت سوني سعي دارد همان كاري كه اپل براي موسيقي ديجيتالي قابل دانلود انجام داد، براي كتاب الكترونيكي انجام دهد.شركت سوني در نمايشگاه CES وسيله دستي قابل حملي را نشان داد كه براي كتاب هاي الكترونيكي طراحي شده است . نام اين محصول Sony Reader است. اين وسيله داراي صفحه نمايشي است كه از كاغذ الكترونيكي ساخته شده است كه متن نشان داده شده در آن به واضحي يك صفحه چاپ شده است. سوني معتقد است اين وسيله انگيزه اي مي شود تا كاربران به دانلود و خواندن كتاب بصورت ديجيتالي بيشتر علاقه نشان دهند تا به خواندن كتاب هاي چاپي.
از آنجايي كه كتاب الكترونيكي نتوانسته است انتظارات مشتريان را برآورده كند هر چند كه فروش آن در سالهاي اخير افزايش يافته است اما تنها بخش بسيار كوچكي از كل بازار كتاب را به خود اختصاص داده است . اما غول الكترونيك قصد دارد با استفاده از كاغذهاي الكترونيكي براي نمايش محتويات در Sony Reader اين مسئله را حل كند. استفاده از اين تكنولوژي بدين معناست كه نور از پشت به اين صفحه نمايش نمي تابد و بنابراين صفحه نمايش ديگر لرزش ندارد و باعث اذيت شدن چشم ها نمي شود. Reader به اندازه يك كتاب معمولي است و 14 ميلي مرت ضخامت دارد و وزن آن كمتر از 250گرم است اين وسيله بهار امسال بفروش مي رسد و قيمت آن احتمالا بين 300 تا 400 دلار در آمريكاست.

 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 19:28  توسط سیده زینب پژومان | 

فياف چيست؟
فدراسيون بين المللي آرشيوهاي فيلم‏، مؤسسه اي است كه به منظور گردآوري و نگهداري و نمايش فيلمهايي كه داراي ارزش هنري‏، فرهنگي و تاريخي هستند درسال 1938 راه اندازي شده است. اي مؤسسه در آغاز فقط چهار عضو داشت اما هم اينك بيش از 120 مؤسسه از 65 كشور جهان عضو اين مؤسسه مي باشند. اهداف فياف عبارت است از: تهيه استاندارهايي در زمينه نگهداري آرشيوهاي فيلم، ترويج ايجاد آرشيوهاي فيلم در كشورهايي كه فاقد آن هستند‏، پرورش متخصصان در زمينه فنون نگهداري از آرشيو، توسعه همكاري ميان اعضاء و اطمينان حاصل نمودن از اينكه فيلم ها و اسناد به صورت بين المللي در دسترس قرار مي گيرند. اغلب فعاليتهاي فياف در زمينه تاليف فيلم شناسي‏ هاي بين المللي و ملي، امانت دادن فيلم‏، گردهمايي هاي سالانه اعضا، انتشارات و… مي باشد. همايشهاي فياف فرصتي براي اعضاست تا هر سال با يكديگر ملاقات كنند و به خصوص كتابداران آرشيو مي توانند تجارب و اطلاعات خود را با هم مبادله نمايند. انتخاب هيئت رئيسه فياف به صورت سالانه برگزار مي شود. فياف را حتما ببينيد.  http://www.fiafnet.org 

+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1384ساعت 19:25  توسط سیده زینب پژومان | 

از جمله قديمى ترين كتابخانه هاى اسلامى مىتوان به كتابخانه مركزى و مركز اسناد آستان قدس رضوى اشاره كرد كه متجاوز از شش قرن قدمت دارد. اين كتابخانه همچنان استوار باقى مانده و نفيس ترين آثار فرهنگى اسلام را نگاهبان است. تاريخ گوياى آن است كه اين كتابخانه از سال 861 هجرى قمرى به طور مرتب داير بوده و به لحاظ نفاست و غناى كتب موجود در آن و نيز خزانه عظيم قرآن ها و كتب خطي، اشتهار و اعتبار فوق العاده اى در جهان اسلام دارد، به حدّى كه دانشمندان، محققان و زائران بسيارى از اطراف و اكناف عالم، به سويش مى شتابند و از درياى بيكران فرهنگى اش كسب فيض مى كنند.

بعد از پيروزى انقلاب شكوهمند اسلامى، اين مركز مهم با تغيير بنيادى در معمارى و نظام كتابدارى خود به مكان جديد در شمال بست شيخ طوسى «بست بالا» منتقل و توسعه چشم گيرى پيدا كرد. به گونه اى كه در حال حاضر با احداث ساختمان جديد با 28 هزار و 800 متر مربع زير بنا مطابق با استاندارد هاى بين المللى و منطبق براصول پيشرفته كتابدارى مكان مناسبى براى پژوهندگان و طالبان علم مى باشد. اين كتابخانه با ظرفيت يك ميليون نسخه كتاب، قابل افزايش تا 5 ميليون نسخه، هم اينك متجاوز از550 هزار نسخه كتاب به 42 زبان رايج دنيا دارد كه حدود  39 هزار نسخه  آن خطى، يك هزار و پانصد نسخه عكسى و بقيه چاپى است و از ميان آن 35 هزار نسخه به زبان هاى خارجى مى باشد. در اين بنا كه مجهز به سيستم هاى كامپيوترى است براى حفظ و نگهدارى كتب نفيس و آثار گرانبها و نسخ خطى از آخرين و مدرن ترين روش هاى كتابدارى استفاده مىشود و در بخشهاى مختلف آن انواع تأسيسات ضرورى پيش بينى و احداث شده است.

تالار مطالعه بسته و باز (براى اقايان، بانوان و كودكان)، سالن مرجع، سالن سمعى و بصرى، سالن مطالعه مجلات نشريات، بخش فيلمتك (كه وظيفه تهيه ميكروفيلم و عكس بردارى از نسخ خطى را به عهده دارد) اتاق مخصوص محققان (آقايان و بانوان)، لابراتوار، قلعه كتاب، بخش آماده سازى كتاب، بناى مدرن جهت آفت زدايى و مرمت كتاب، بخش تشكيلات ادارى، مخزن كتب خطى و چاپى، مخزن كتب ممنوعه، فهرست نويسى، محل صحافى هنرى، تالار اجتماعات، نمازخانه و... از قسمت ها و محل هاى قابل ذ كر كتابخانه مىباشد

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 14:0  توسط سیده زینب پژومان | 

كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران

در هر كشوري تنها يك كتابخانه به عنوان كتابخانه ملي وجود دارد كه در واقع معرف سطح اعتلاي فرهنگ آن كشور و نيز الگوي پيشرفت كتابخانه هاي ديگر است.

اصولاً كتابخانه ملي كشورها براي سه هدف عمده پايه ريزي مي گردند:

1ـ گردآوري، حفظ و اشاعه كليه آثار و مداركي كه در يك كشور منتشر مي‏شود.

2ـ گردآوري، حفظ و اشاعه منابع و آثار معتبري كه درخارج به نحوي از انحاء درباره كشور يا به يكي از زبانهاي كشور نوشته مي‏شود.

3ـ كمك به توسعه و پيشرفت كتابخانه هاي كشور از طريق انجام تحقيقات بنيادي كتابداري و اطلاع رساني، شركت در برنامه ريزي ملي و بين المللي كتابداري و تربيت نيروي انساني.

با توجه به اين اهداف، هيچ كشوري نيست كه فاقد كتابخانه ملي باشد. يا كتابخانه اي در آن در حكم كتابخانه ملي عمل نكند. بنابر اين در غالب كشورها، حتي كشورهاي تازه تأسيس، نسبت به ايجاد كتابخانه ملي از ديرباز اقدام شده است و اكثر آنها در قرن بيستم به علت آنچه انفجار انتشاراتي ناميده مي‏شود ساختمانهاي جديدي با گنجايش بيشتر احداث نموده اند. با اين توصيف، كشور ايران هم داراي يك «كتابخانه ملي» است كه طبق اهداف و وظايفي كه براي آن منظور شده است. فعاليت مي‏كند. بر اين اساس سعي مي‏گردد وضع موجود اين كتابخانه مورد بررسي و تبيين قرار گيرد.

سازمان و تشكيلات كتابخانه ملي

ـ پيشينه و جايگاه حقوقي و قانوني

هسته اصلي كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران در سال 1340 شمسي در مدرسه دارالفنون بنا نهاده شد و در سال 1316 رسماً در ساختمان جديدي كه در واقع براي كتابخانه موزه ايران باستان ساخته شده بود تأسيس شد.

البته پيش از آنكه كتابخانه ملي ايران تأسيس گردد كتابخانه هاي ديگري به صورت غير رسمي وظيفه كتابخانه ملي را انجام مي دادند. نخستين آنها كتابخانه دارالفنون بود كه همزمان با افتتاح مدرسه دارالفنون در سال 1231 شمسي به فرمان ميرزا تقي خان اميركبير صدر اعظم ناصرالدين شاه ايجاد شده است و در سال 1277 شمسي كتابخانه ملي جنب كتابخانه دارالفنون گشايش يافت. 9 سال بعد يعني در سال 1286 شمسي اين دو كتابخانه در هم ادغام شدند و با نام كتابخانه عمومي معارف آغاز به كار كرد.

طبق اساسنامه اين كتابخانه كه در سال 1369 به تصويب رسيده است كتابخانه ملي مؤسسه اي آموزشي (علمي)، تحقيقاتي و خدماتي محسوب مي‏شود كه زير نظر مستقيم رياست جمهوري انجام وظيفه مي‏نمايد. و محل آن تهران است.

اهداف، وظايف و اختيارات

ـ اهداف

1ـ گردآوري، حفاظت ، سازمان دهي و اشاعه اطلاعات مربوط به آثار مكتوب (چاپي و خطي) و غير مكتوب در ايران و يا متعلق به ايرانيان خارج از كشور.

2ـ گردآوري، حفاظت و سازماندهي و اشاعه اطلاعات مربوط به آثار مكتوب (چاپي و خطي) و غير مكتوب در زمينه ايرانشناسي و اسلام شناسي، خصوصاً انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني (ره)

3ـ گردآوري، حفاظت، سازماندهي و اشاعه اطلاعات مربوط به آثار مكتوب و غير مكتوب معتبر علمي، فرهنگي، فني از كشورهاي ديگر.

4ـ پژوهش و برنامه ريزي علمي و كتابداري و اطلاع رساني و شركت در تحقيقات و فعاليت هاي بين المللي ذيربط.

5ـ اتخاذ تدابير و اخذ تصميمات لازم براي صحت، سهولت و سرعت امر تحقيق و مطالعه در همه زمينه ها به منظور اعتلاي فرهنگ ملي و انجام تحقيقات مربوطه.

6ـ انجام مشاوره، نظارت، هدايت و ارائه خدمات فني و برنامه ريزي و سازمان دهي كتابخانه هاي كشور

7ـ ارائه روش هاي مطلوب به منظور هماهنگ كردن خدمات و فعاليت هاي كتابخانه هاي ملي، عمومي و تخصصي جهت تسهيل مبادله اطلاعات.

ـ در جلسه علني مورخ 19/7/1370 يك ماده و يك تبصره به اين قانون اضافه شد. طبق اين ماده، كليه اموال منقول و ساختمان اصلي كتابخانه ملي (واقع در خيابان امام خميني) و دارايي ها و تعهدات كتابخانه ملي كه در زمان تصويب اساسنامه تحت اختيار و استفاده كامل آن كتابخانه بوده است، از وزارت فرهنگ و آموزش عالي منتزع و به كتابخانه مذكور منتقل شود.

در تبصره اين ماده بيان شده كه ساختمان هايي كه در حال حاضر در اختيار كتابخانه ملي ايران هستند با حفظ مالكيت وزارت فرهنگ و آموزش عالي تا زمان اتمام ساختمان جديد كتابخانه به طور كامل و با تمام امكانات موجود در اختيار كتابخانه خواهد بود.

وظايف

وظايف اصلي:

ـ جمع آوري انتشارات و آثار ملي

ـ جمع آوري انتشارات خارجي درباره آثار ملي

ـ انتشار كتابشناسي ملي، ايجاد مركز ملي اطلاعات كتابشناختي، انتشار فهرست ها

ـ تأسيس نمايشگاه ها

وظايف قابل انتظار:

ـ امانت بين كتابخانه اي

ـ جمع آوري نسخه هاي خطي

ـ تحقيق درزمينه فنون كتابخانه اي

وظايف فرعي:

ـ خدمات مبادله بين المللي، ارسال كپيها

ـ كمك فني به ساير كتابخانه ها

تقسيم بندي ديگري كه بصورت جزئي تر براي وظايف اين كتابخانه بيان شده است به شرح زير مي‏باشد:

وظايف درجه اول:

ـ كتابخانه و اسپاري قانوني

ـ مجموعه مركزي انتشارات كشور

ـ جمع آوري متون خارجي مربوط به كشور، تأليف نويسندگان داخلي ساكن خارج كشور و در زمينه موضوعي خاص مورد نياز

ـ تهيه كتابشناسي ملي

ـ مركز ملي كتابشناختي

توسعه و نگهداري پايگاه هاي اطلاعاتي كتابشناختي مربوط به كشور

وظايف درجه دوم

ـ جمع آوري، حفاظت و سازماندهي نسخ خطي كشور

ـ قرار دادن فهرست كتابخانه ملي در دسترس ساير كتابخانه ها و مؤسسات اطلاعاتي

ـ شركت در برنامه ريزي خدمات كتابخانه اي كشور

ـ مركز ملي و بين المللي مبادله انتشارات

ـ تهيه فهرستگان مشترك ملي

ـ رهبري كتابخانه هاي كشور

ـ تأمين خدمات براي دولت

ـ تدارك آموزش تخصصي

ـ تهيه خدمات نمايه سازي براي مقالات، نشريات ادواري و روزنامه ها

وظايف درجه سوم:

ـ تنظيم استاندارهاي ملي جهت آماده سازي اطلاعات

ـ فراهم آوردن نقطه اي كانوني جهت پيوستن به بانكهاي اطلاعاتي داخلي و دسترسي آنها

ـ كمك به آماده سازي اطلاعات (روش شناسي و استاندارد)

ـ اجراي برنامه اي جهت فهرست نويسي پيش از انتشار كتابهايي بر منابع اطلاعاتي

وظايف ذكر شده داز نظر سازمان استاندارد جهاني به شرح زير مي‏باشد:

ـ مسؤوليت تهيه و حفاظت نسخه هاي كليه نشريات عمده منتشر شده در كشور، گردآوري شده توسط واسپاري يا راههاي ديگر

ـ مراقبت و به روز نگهداشتن مجموعه اي عظيم از متون خارجي حاوي كتابهايي كه در مورد كشور هستند.

ـ تهيه كتابشناختي ملي

ـ انتشار كتابشناسي ملي گذشته نگر

ـ مركز ملي اطلاعات كتابشناختي

ـ گردآوري فهرستگان مشترك

ـ تأمين امانت بين كتابخانه اي توسعه مجموعه امانت و فتوكپي مركزي متون ملي و خارجي

ـ توسعه و نگهداري پايگاههاي اطلاعاتي كتابشناختي مربوط به كشور

ـ انجام وظيفه در نقش سپردگان ملي جهت دريافت، ذخيره و حفاظت تأمين مواد از طرق امانت يا فتوكپي مواد خارج شده از ساير كتابخانه ها

ـ انجام وظيفه در نقش مركز ملي و بين المللي مبادله انتشارات

هيأت امناء كتابخانه مركب‏اند از:

1ـ رئيس جمهور اسلامي ايران

2ـ وزير فرهنگ و آموزش عالي

3ـ وزير آموزش و پرورش

4ـ وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي

5ـ دو صاحب نظر در امر كتاب و كتابداري

6ـ يك نفر به پيشنهاد وزير فرهنگ و آموزش عالي

7ـ يك نفر به پيشنهاد وزير ارشاد اسلامي و تأييد هيأت امناء

لازم به ذكر است از سال 77 به منظور تحقق هر چه بيشتر اهداف و وظايف مندرج در اساسنامه كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران، شورايي علمي به نام «شوراي مشاوران عالي كتابخانه ملي» با عضويت 20 تن از انديشمندان، صاحبنظران و متخصصان برجسته كشور تشكيل مي‏گردد تا نسبت به خط مشي ها و برنامه ريزي علمي و فرهنگي كتابخانه پيشنهاد و ارائه نظر نمايد جلسات اين شورا بر طبق آيين نامه آن سه ماه يكبار و جلسات فوق العاده يا به دعوت رييس شوراي عالي (رياست كتابخانه ملي) يا به پيشنهاد كتبي كل اعضا تشكيل مي‏شود.

ادغام سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي در كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران:

در راستاي سياستهاي دولت و اهداف و تكاليف مندرج در قانون برنامه دوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران مبني بر تجديد تشكيلات دولت، كاهش هزينه‏هاي اداري و حذف فعاليتهاي موازي. به منظور افزايش كارآيي و استفاده بهينه از بودجه امكانات منابع موجود در زمينه جمع آوري، نگهداري و اشاعه اطلاعات و مدارك فرهنگي كشور طي جلسه مورخ 19/8/78 شوراي عالي اداري تصويب شد كه سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي با كليه مأموريتها، وظايف، مدارك، اسناد، امكانات، نيروي انساني، منابع و اعتبارات از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي منتزع و در كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران ادغام مي‏گردد. و كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران موظف گرديد با جهت گيري واگذاري فعاليتهاي پشتيباني و اجرايي به بخش غير دولتي لازم در اساسنامه و شرح وظايف مربوط و تشكيلات خود بعمل آورده و جهت تأييد به سازمان امور اداري و استخدامي كشور ارائه مي‏دهد.

كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران در برنامه سوم:

با توجه به نقش كتابخانه ملي در حفظ ميراث ملي، ايجاد هماهنگي بين كتابخانه هاي كشور و خدمات رساني به پژوهشگران و محققان در برنامه سوم توسعه فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي كشور هدفهاي كمي با عنايت به اهميت فهرست نويسي خصوصاً فهرست نويسي پيش از انتشار در ايفاي نقشهاي مذكور در نظر گرفته شده است.

تحت پوشش قرار دادن كليه كتابهاي منتشره جهت فهرست نويسي پيش از انتشار و فهرست نويسي كتبي كه هنوز فهرست نويسي نشده اند و لذا دستيابي به آنها توسط محققان و پژوهشگران به راحتي ميسر نمي باشد مد نظر قرار گرفته است.

   

سال هاي برنامه سوم

 
 

 

 

79

80

81

82

83

 

نسبت كتابهاي فهرست نويسي شده پيش از انتشار به كتابهاي منتشره

درصد

80

84

88

92

96

100

4/6

نسبت كتابهاي فهرست نويسي شده  به كتابهاي منتشره

درصد

7

17

18

20

22

23

26/8

در ماده 167 قانون برنامه سوم در جهت اطلاع رساني مطلوب به جامعه استفاده از مشاركت فكري و عملي افراد جامعه و افزايش امكان دسترسي جامعه به آموزشهاي عمومي، فني و حرفه اي و ترويجي و آموزش هاي عالي زمينه همكاري با صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران فراهم شده است. كتابخانه ملي نيز با ارائه برنامه هاي پيشنهادي و همكاري با صدا و سيما مي‏تواند از طريق اين رسانا امكان بهره گيري از طريق اين موقعيت جهت جذب نسخ خطي، آثار نفيس و نادر، معرفي كتابخانه و فعاليتهاي آن به اقشار مختلف خصوصاً محققان و پژوهشگران، ناشران و … ، آموزش به كتابداران و … وجود دارد.

منابع موجود در كتابخانه ملي جمهوري اسلامي ايران:

1ـ كتب چاپي فارسي و عربي

386400

جلد

2ـ كتب چاپي لاتين

120000

جلد

3ـ ادواري‏هاي فارسي و عربي

510000

نسخه

4ـ ادواريهاي لاتين

40000

نسخه

5ـ كتب لاتين ايرانشناسي و اسلام شناسي

30225

جلد

6ـ مجلات لاتين ايران شناسي و اسلام شناسي

6000

نسخه

634

عنوان

7ـ كتب فارسي و عربي

12700

جلد

19000

عنوان

8ـ اسناد خطي و مرقعات

40000

برگ

9ـ كتابهاي چاپ سنگي

8600

جلد

10ـ كتابهاي نفيس

5000

جلد

11ـ جزوه

4500

نسخه

12ـ اسلايد

10000

قطعه

13ـ اعلاميه

5000

برگ

14ـ پوستر

6200

برگ

15ـ عكس

2300

قطعه

16ـ كارت پستال

120

قطعه

17ـ تمبر

1200

قطعه

18ـ نقشه

1100

برگ

19ـ استاندارد

3000

نسخه

20ـ طرح و نقشه كتابخانه

540

پوشه

21ـ پايان نامه

3000

جلد

22ـ تقويم

80

عدد

23ـ خبرنامه

2500

نسخه

24ـ بريده جرايد

4000

قطعه

25ـ كتابهاي كانون كتابشناسي

20000

جلد

26ـ يادداشتها

10000

فيش

27ـ يادنامه ها و يادبودها

100

نسخه

28ـ سخنراني ها و اساسنامه ها

500

نسخه

29ـ گزارش و آمار

3100

نسخه

30ـ تازه هاي كتاب

350

نسخه

31ـ كاتالوگ كتابهاي خارجي

500

نسخه

32ـ نوار كاست

2200

حلقه

33ـ ميكروفيش

80000

قطعه

34ـ ميكرو فيلم نسخ خطي

2100

حلقه

3500

عنوان

35ـ ميكرو فيلم چاپ سنگي و ادواري ها

480

حلقه

3500

عنوان

36ـ نگاتيو شيشه اي

100

قطعه

37ـ كتابهاي كتابخانه مركز آموزش

5000

جلد

38ـ كتابهاي موجود در معاونت پژوهشي

1000

جلد

39ـ كتابهاي موجود به صورت متفرقه در بخش هاي مختلف كتابخانه

5000

جلد

در سال 78 بر اساس گزارش عملكرد 250 عنوان كتابهاي لاتين داخل كشور، 350 عنوان كتابهاي فارسي و عربي خريداري و 1000 جلد كتب خطي تهيه و آماده سازي و به مجموعه اضافه شده است. همچنين مبلغ 60000 دلار كتابهاي لاتين ايرانشناسي و اسلام شناسي و كتابداري سفارش داده شده است.

با ادغام سازمان مدارك فرهنگي انقلاب اسلامي در كتابخانه ملي منابع اين سازمان شامل مدارك زير به منابع كتابخانه ملي اضافه مي‏گردد.

كتب خطي عربي

781

جلد

كتب خطي فارسي

204

جلد

مجلات

10790

نسخه

روزنامه

8278

نسخه

كتاب فارسي و عربي

90359

نسخه

كتب لاتين

4118

جلد

كتب چاپ سنگي

1248

جلد

 

منبع: طرح ساماندهي امور فرهنگي

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم بهمن 1384ساعت 13:53  توسط سیده زینب پژومان | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ

نوشته های پیشین
بهمن 1384
آبان 1384
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان